Showing posts with label ایران- تارنمای تاریخ. Show all posts
Showing posts with label ایران- تارنمای تاریخ. Show all posts

Saturday, 12 September 2015

نقش های بازمانده نصیرالملک

 

هفت درگاه، دو گلدسته، چهار غرفه و دو ایوان شمالی و جنوبی ساختار اصلی مسجد نصیرالملک را تشکیل می دهند. این مسجد واقع در خیابان لطفعلی خان زند در شیراز از نظر هنر کاشیکاری یکی از زیباترین مساجد ایران به شمار می رود. " محمد حسن معمار" طراح مسجد، در دورۀ قاجارموفق شد تا با استفاده از تکنیک های جدید دوران خود، در اوج و شکوفایی هنری، طرحی بسیار قوی متأثر از طراحی مسجد وکیل شیراز که در دورۀ زندیه ساخته شده بود ارائه دهد و آن را در عمل با نوع آوری های فن معماری دورۀ قاجاریه پیاده کند.
ستون های سنگی با طرح مارپیچ، دریچه های شیشه ای رنگی در شبستان اصلی، طاقنمایی معروف به طاق مروارید با کاشی کاری رنگی و کف سازی با کاشی کاری فیروزه ای از خصوصیات بی نظیرو از جلوه های هنر ظریف ساختمان مسجد است.
هنر کاسه سازی که از تلفیق چند رسم و شمسه ( نقش و نگار خورشیدی) تشکیل شده است و همچنین هنر مقرنس کاری با نقش گل و بوته و طاقچه های برجسته و تورفتگی ها در پوشش داخلی سقف بکار رفته است.
 در یکی از دالان های این بنا بر سنگ نوشته ای شعری حک شده:

 

غرض نقشی است کز ما باز ماند

که هستی را نمی‌بینم بقایی


 
 


 
 
 
 


Sunday, 30 August 2015

خانه بروجردی ها، "انتخاب برتر" یونسکو




کاشانی ها در مورد خانه بروجردی ها در محله سلطان امیر کاشان چنین روایت می کنند که حاج حسین بروجردی یکی از بازرگانان متمول دوره قاجار برای پسرش به خواستگاری دختر حاج سید طباطبایی می رود. طباطبایی ها نیز مانند بروجردی ها از خانواده های ثروتمند مقیم کاشان بودند و از تجار معروف فرش آن زمان. خانه طباطبایی ها از خانه های مسکونی اعیان نشین شهر بود و تا به امروز نیز از زیباترین بناهای پرقدمت تاریخ ایران به شمار می رود. حاج طباطبایی با این ازدواج موافقت می کند، اما به این شرط که عروس خانم که به خانه بخت می رفته است، قدم به منزلی بگذارد که چون خانه پدری، باشکوه، آبرومند و در خور شأنش باشد. حاج سید بروجردی تنها یک راه پیش پای خود می بیند و آن اینکه ساختن خانه اش را بعهده معماری بگذارد که خانه طباطبایی ها را نیز طراحی کرده بود و او کسی نبود جز استاد علی مریم. حاج سید بروجردی به خوبی پی برده بود که تنها اوست که توانایی خلق دوبارۀ شاهکاری را دارد که به شکوه و جلال طرح پیشین و همطراز خانه طباطبایی ها باشد. بدون اینکه در مورد درستی و یا نادرستی روایت ذکر شده قضاوتی کنم و یا اصولاً طرح ساخت خانه بروجردی های را به چنین وصلت اشرافی ارتباط دهم، با اطمینان می گویم که عروس نیک بخت در زیباترین بناهای ممکن سراسر تاریخ ایرانی سکونت داشته است  و هیچکس چو او به زمزمه های پر رمز و راز جلال، ذوق و هنر دورۀ  قاجاری در میان راهرو ها و تالارهای باشکوه این دو سرا گوش فرا نداده است.
 در اینجا می خواهم به سه نکته حائز اهمیت نیز اشاره کنم. نکته اول ارتباط تنگاتنگ طرح این خانه با شرایط کویر است. استفاده از بادگیر ها برای انتقال جریان هوا به زیرزمین ها و سرداب های خنک و قراردادن این سرداب ها در مکان های مختلف بنا برای ایجاد یک جبهه هوای سرد در لایه زیرین ساختمان از ویژگی های فنی ساخت آن دوران می باشد. در فضای بیرونی حیاط از اختلاف سطح برای مقاومت در برابر باد های تند کویر استفاده شده است. کاشت درخت انار برای مرطوب نگاه داشتن هوا و پایین آوردن دما، رنگ آمیزی روشن نما های بیرونی، استفاده از بخش تابستان و زمستان نشین از تدابیر اقلیمی ساخت بنا به شمار می رود. نکته دیگردر مورد نقوش گل، مرغ و شکارگاه حیوانات از موضوعات متداول نقاشی ها  و گچ بری های دورۀ قاجاری است که همه در این بنا زیر نظر کمال الملک نقاش شهیر ایرانی و با نظارت او تهیه، اجرا و نصب شده است. کمال الملک خود اهل کاشان بود و در دورۀ شکوفایی صنعت کاشان با علی مریم کاشی همکاری می کرد. در خاتمه این نکته را اضافه کنم که گزینش خانه بروجردی ها در همین امسال به عنوان "انتخاب برتر" از جانب کنوانسیون عمومی یونسکو موفقیت بزرگی برای هنر و فرهنگ ایرانی است و خبر دریافت مدال زیباترین خانه تاریخی در میان کشور های آسیایی که در دنیا پیچید خود در تقویت صنعت گردشگری و جذب توریست نقش بسزایی خواهد داشت. جای شکرش باقی است که سازمان میراث فرهنگی مسئولیت مرمت و نگاهداری خانه بروجردی ها را به بخش خصوصی واگذار نکرده است. چنانکه با خانه عامری ها در کاشان چنین شد و اینکه چرا دارایی های فرهنگی کشور حراج می شود، مقوله پیچیدۀ دیگری است. در واقع این عمل واگذاری تاریخ به بخش خصوصی است. اگر بروجردی ها و طباطبایی ها آینده را پیش بینی می کردند، شاید به فکر وصلت با عامری ها نیز می افتادند که از مزایده فرهنگ و هنر ایرانی در مقابله با پاک کنندگان تاریخ جلوگیری کنند. 

 

 این ویدئو با تکنیک مدل سازی سه بعدی توسط هنرمند و طراح گرافیک هلندی "ون در سامن" ساخته شده است. او با استفاده از تصاویر پانورامایی و عکاسی سراسرنما جزییات نمای بیرونی و داخلی خانه بروجردی ها را مشاهده نموده و با کمک تکنولوژی پویانمایی(انیمیشن)، خانه بروجردی های را بازسازی کرده است.  شبیه سازی ابنیه تاریخی جهت بررسی مطالعات تاریخی که با استفاده از واقعیت مجازی در مرمت آثار تاریخی صورت می گیرد، بسیار راهگشاست. 







 





Saturday, 30 May 2015

تالار و غار و آبشار در نیاسر کاشان

کوهستان کرکس  در غرب شهرستان نطنز به علت ارتفاع زیاد، منبع اصلی چشمه های متعدد است و دلیل پیدایش شهر هایی است نظیر نطنز، ابیانه و شهر نیاسر. دامنۀ کوهستان کرکس که نیمی از سال پوشیده از برف است، بستر رود هایی است که با فرسایش سنگ های نرم در مسیر آب، در محل تلاقی سنگ های فرسوده و سنگ های سخت، آبشاری را در دل کوهستان پدید آورده که به یکی از جاذبه های توریستی کاشان مبدل گردیده است. زمزمه های سیر و سفر به شهر نیاسر و بازدید از آبشار آن در فصل بهار آغاز می شود. آبشار نیاسر از چشمۀ اسکندریه سر چشمه می گیرد و از قدیمی ترین چشمه های ایران است. این آبشار از میان باغ تالار نیاسر می گذرد و به دشت های مجاور سرریز شده و درخت زار ها و بیشه ها را سیراب می کند. چشمه اسکندریه در چند متری بنای چهارتاقی که همان آتشکده ساسانی نیاسر است قرار دارد. در این چهارتاقی، چهار قوس، چهار جزر را به هم متصل کرده و گنبدی را شکل داده که یادمان یک سازۀ پرقدمت تاریخی با معروفیت جهانی است. در کنار آبشار یکی از ورودی های غار ویس نیاسر واقع شده است. این غار با دالان ها و راهرو های طولانی و انشعاب های فراوان، شبکۀ پیچیده ای را ایجاد کرده که مسیر چاه ها و کانال های اسرارآمیزی با فضایی رویایی است. در مورد علت پیدایش غار  که بدست انسان تراشیده شده است، فرضیه های متفاوتی رایج است. می گویند که غار یک نیایشگاه ساسانی بوده که برای عبادت و مراسم دینی از آن استفاده می شده است. از جمله افسانه هایی از مردم محل نقل می شود، حکایت سنگ تراشی است که صد ها سال پیش در غار افسون شده و همیشه صدای او در حال تراشیدن سنگ ها در داخل غار شنیده می شود. اما افسون آبشار در کنار غار ویس پایان نمی پذیرد و به حمام و آسیاب بادی نیاسر نیز می رسد. حمامی که در دوران صفویه ساخته شد و آب آبشار را به داخل خود هدایت کرد. آسیاب بادی نیز به برکت آبشار می چرخد و سنگ آن به گردش درآمده، گندم و جو محصول نیاسر را آسیا می کند. آبشار نیاسر با صد متر ارتفاع شاخص رونق و استمرار زندگی در نیاسر است. گل های محمدی را می رویاند و گلاب گیری را از دیرباز رسم و سنت شهر کرده و نیاسر را به یک قطب پرورش گیاهان دارویی سوق داده است. تکاپوی تولید گلاب با گلچینی در بهار آغاز می شود و یک جاذبه فرهنگی در استان اصفهان است. آبشار تنوع بی مانند درختان کویری را موجب شده است. چنار های کهن که بیش از چهار هزار سال عمر دارند، از قنات ها ادامه حیات می یابند. درختان بید شیرین، توت، انجیر و مو در مسیر آب جاری شده از آبشار، رشد کرده اند و سبب بوجود آمدن باغ های گسترده و گلستان های زیبایی در دامنۀ کوهستان کرکس هستند. انگشتر طلایی کویر، زمرد نگین های نادری را در نزدیکی شهر کاشان در خود جای داده که یکی از آنها  نیاسر سرسبز است.


تالار نیاسر
تالار نیاسر در پارک بزرگ شهر نیاسر کاشان عمارتی است زیبا و باشکوه. این عمارت که به کوشک نیاسر نیز معروف است در مکانی ساخته شده که در ارتفاعی بالاتر از شهر، مشرف به اقصی نقاط آن می باشد و از ایوان های متعدد عمارت چشم انداز مناظر شهر پیداست. آبشار نیاسر از درون این ساختمان می گذرد و به ارتفاعات پایین تر  و دشت های مجاور سرازیر می شود.


چهارتاقی نیاسر


در چهارتاقی نیاسر که یک آتشکده ساسانی است، چهار قوس، چهار جزر را به هم متصل کرده و گنبد مدوری را شکل داده اند که یادمان یک سازۀ پرقدمت تاریخی با معروفیت جهانی است. جالب اینجاست که فرضیه های متفاوتی که در مورد چهارتاقی نیاسر نقل می شود که با هم در تضاد هم نیستند. عده ای می گویند که این بنا تقویم آفتابی و شاخص اندازه گیری زمان بوده و عده ای دیگر معتقدند که این بنا صرفا برای مراسم دینی زرتشتیان بنا شده و به عنوان آتشکده، نیایشگاه مردم در برابر آتش بوده است. اما فرضیه احتمالی دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه هردوی این احتمالات  می تواند درست باشد و اصولا بسیاری از بنا های تاریخی ایران کاربردی چندگانه داشته اند و در طول زمان برای چند منظور استفاده می شدند. پلان این بنا مربع شکل است  و از تناسب هندسی متوازنی برخوردار می باشد. چهار تاقی چهار پایه دارد که کنایه به چهار عنصر پدید آورنده خلقت و در عین حال چهار سوی دنیا است. در روز نخست فصول چهارگانه نیز خورشید هر بار با زاویه خاصی بر پایه ها و ستون های این بنا می تابد. این اختلاف زاویه از دیرباز مبنای اندازه گیری زمان و تقویم ایرانی بوده است.




Saturday, 3 January 2015

ساختمان کلانتری دربند

در اوایل دورۀ پهلوی، معماران ایرانی به سبکی رو آوردند که معرف دوران مشخصی از تاریخ ایران بود، بویژه دوران هخامنشی و ساسانی. طراحی ساختمان تحت تأثیر سبک ملی گرا و معمار ایرانی مجذوب عظمت دوران ایران باستان بود. دوران رضاشاهی به مانند دوران هیتلر در آلمان به عظمت، به قدرت و ناسیونالیسم گرایش داشت. یکی از شروط گزینش طرح در ساخت ادارات و بنا های دولتی میزان توجه به معماری عناصر باشکوه قدیمی و تزیینات ساختمان به شیوۀ تخت جمشید بود. کاربرد کنگره های باستانی در بام کاخ ها، استفاده از ستون های بلند و سر ستون هایی به سبک پرسپولیس، ساخت ایوان های مرتفع و عظیم از مشخصه های معماری آن دوران بشمار میرود. کاخ شهربانی سابق، اداره پست، ساختمان موزه ایران باستان به تقلید از طاق کسری و بالاخره ساختمان کلانتری دربند که با نگاره های کوروش مزین شده است، همه تداعی کنندۀ معماری باستانی دوران پیش از اسلام است که در دوران پهلوی از جاذبه های طراحی های ساختمان محسوب می شد.





Tuesday, 12 August 2014

عمارت مسعودیه بنایی شاخص در دوران مشروطه

پشت میدان بهارستان در خیابان اکباتان بنایی است که به فرمان مسعود میرزا ساخته شد و بهمین دلیل به عمارت مسعودیه معروف گردیده است. مسعود میرزا همان ظل السلطان شاهزاده قاجاری بود که بزرگترین پسر ناصرالدین شاه محسوب می شد. او به حاکمیت مازندران و اصفهان رسید اما هیچگاه به ولیعهدی نرسید. زیرا مادرش از زنان غیر قاجاری صیغه شاه بود. مسعود میرزا تبعیض خانواده قاجار که او را غیر خودی قلمداد می کردند را برنتافت. او رفتاری خشن و جنون آمیز داشت. بطوریکه که حتی پدرش ناصرالدین شاه نیز از خود سری های او نگران بود. مسعود میرزا با برادر خود مظفرالدین شاه و برادرزاده خود محمد علی شاه اختلافانی پیدا کرد. بطوریکه که خانه اش عمارت مسعودیه پس از چندی پایگاه مشروطه خواهان شد و این نه به خاطر طرفداری از مشروطه خواهی، بلکه به سبب عدم رضایت او از موقعیت و قدرت سیاسی اش در حکومت قاجاریه بود. در نزدیکی همین عمارت مسعودیه بود که در سال 1287 هجری شمسی حیدرعمواوغلی، از فعالان موثر جنبش مشروطه ایران بمبی دست ساز را در زیر کالسکه شاه نصب کرد. بمب منفجر شد و بهانه بدست محمدعلی شاه افتاد تا هم مجلس را به توپ ببندد و هم خانه ظل السلطان، عمارت مسعودیه  را به رگبار.  بنای مسعودیه  در زمان پهلوی  به وزارت آموزش و پرورش تبدیل شد و پس از آن نیز همواره به عنوان ساختمان دولتی مورد استفاده قرار گرفت. این بنا نزد عامه و خاص چندان مورد توجه نبوده است. اما از آنجا که شاخص یک مبدأ تاریخی و معرف مقطعی از گذشته ملی در زمان مشروطه است  و نیز به جهت بار غنی فرهنگی خود از آثار ملی به شمار می رود.
 






Tuesday, 8 July 2014

واگویه تیک تاک ها در زعفرانیه

 
 

زمان را فراموش کنید. ثانیه ها میان شیار های گچ بری ها و درزهای کاشی کاری شده، میان طاقچه بندی های سطوح مقرنس بنای "موزه ساعت" اسیر و گرفتار شده اند و هنگام را به ایستایی واداشته اند. از اندک وقت و تنگی زمان هراسی نیست. بنای قدیمی هشتاد ساله موزه ساعت در خیابان زعفرانیه با درنگی طولانی به اندازه عمر روزگار نه تنها کهنگی و قدمت را به چالش می گیرد، بلکه یادآور نوعی سرزندگی و طراوت لحظه هاست. گویی بازدید از زیبایی ها و ظرافت اشیاء موزه و معماری ساختمان آن شادی مسرت بخش و تسکین دهنده ای را در ضمیر نگران زمان بیدار می کند.

"موزه ساعت" در خیابان زعفرانیه تهران که به "تماشاگه زمان" معروف است، مجموعه ای است از ساعت های مکانیکی، آونگی و ایستاده کلاسیک که به سبک هنری قرون هجده و نوزده فرانسه ساخته شده و در دوران قاجار به ایران وارد شده اند. اما انواع ساعت های مچی و جیبی قابل حمل صد سال گذشته نیز بخشی از موزه را به خود اختصاص داده اند. ماکت هایی از ابتدایی ترین زمان سنج ها به مانند ساعت آفتابی سومریان در این مکان تهیه شده و اساس کار ساعت آبی و شنی با قدمت چهارهزار ساله اش به معرض نمایش در آمده است. طرز کار ساعت سوختی با بدنه مدرج شمعی سوخته نشانگر عمر های بر برباد رفته و محاسبات دقایق تاریخ است.

در ابتدا ساختمان موزه یک بنای خشتی با اسکلت چوبی بود. اما پس از مرمت به صورت اسکلتی آهنی در آمد. نمای بیرونی ساختمان در محل سردر ها و حاشیه آنها توسط استادانی نظیر نوید تهرانی، فرهاد یحیی پور و حسین جعفری گچ بری شد و بندی ها و طرح های گچ بری های آن از دوران صفویه و بنای عالی قاپو الهام گرفته شد.

گردش عقربه های "موزه ساعت" در کنار شمشاد ها درس هایی از تاریخ را مرور می کنند. زمان در تماشا خانه دهر فراموش می شود. قلب ها باز می ایستند. اما واگویه تیک تاک های زعفرانیه همچنان ادامه دارد.

 
 
 
 
 
 


Friday, 7 February 2014

نظری اجمالی بر تاریخچۀ کاشی کاری- تنظیم و گرد آوری زهره اشکیانی



تصویر: کاشی با طرح دختر ایرانی متعلق به سده ۱۸ میلادی

در پيدايش کاشىکارى در ايران نظريهها بسيار است ولى آنچه مسلم است در کاوشهاى چغازنبيل شوش و ساير نقاط باستانى ايران علاوه بر سفال لعابدار، خشتهاى لعابدار نيز يافت شده است. در تزئيناتى که از دوره هخامنشى بهجاى مانده است، کاربرد آجرهاى لعابدار رنگين در بدنه ساختمانهاى شوش و تختجمشيد ديده مىشود. نمونههاى برجسته لعاب هخامنشى در تختجمشيد و قصر هخامنشى در شوش سدههاى چهارم و پنجم هجرى يافت شدهاند و نمونهاى از يک قاب که در آن يک کماندار به تصوير کشيده شده و متعلق به آن دوران بوده که در موزه بريتانيا نگهدارى مىشود.
می توان گفت هنر و صنعت ایران در دوره هخامنشی به اوج خود رسید وبعد در دوره اشکانیان به سیر نزولی افتاد بدین علت که اشکانیان بیشتر اوقات در حال جنگ بوده اند. در دوره ساسانیان دوباره هنر قدرت گرفت و کاخ های عظیمی به دست معماران چیره دست بنا گردید. بعد از ظهور اسلام درپی اختلافاتی که جنگهای خونین در بر داشت بسیاری ازابنیه و ساختمانها به ویرانی کشیده شدند.
باید یاد آور شویم که در زمان اسکندر این هنر از ایران کوچ کرد و در دوره حکومت هلاکوخان به سبکی نوبه میهن برگشت .
در دوره سلجوقیان کاشیکاری به سمت کمال رفت یکی از زیباترین بناهای این دوره مسجد جامع اصفهان است .
در دوره تیموریان فن کاشی کاری به بالا ترین وجه تکاملی خود رسید ، بهترین نمونه آن را می توان در مسجد گوهرشاد مشهد ، گور امیر و مسجد کبود تبریز مشاهده کرد رنگهایی که در کاشی ها دیده می شود زیبایی خاصی دارند که هنوز بعد از گذشت سالها درخشندگی خود را حفظ کرده اند.
تجدید هنر اسلامی در دوره سلجوقیان و مغول چشمگیر بود. هلاکوخان جمعی از هنرمندان چینی را در ایران سکونت داد و از تبادل فکری ایرانیان و چینی ها کاشیکاری ایران رونق گرفت و استفاده از آجرهایی که اطراف آن را لعاب داده بودند معمول گشت و کاشی های ساخت ایران در تمام دنیا بنام شدند.
 بطور خلاصه می توان گفت که کاشیکاری در عهد چنگیز و تیموریان به کمال رسید و در دوره صفویه به منتهای عظمت خود دست یافت.
بعد از دوره صفویه کاشیکاری ایران سیر نزولی پیدا کرد. در دوران قاجارهیچگونه نوآوری پدیدار نشد و کاشیکاریهایی که انجام گرفت ظرافت دوران صفویه را ندارد.در اواخر دوران قاجاربناهای اصلی رو به ویرانی گذاشته بودند و استادان فن از آفرینش هنر بازمانده بودند .
عوض شدن حکومتها در این روند تاثیر داشت با روی کار آمدن حکومت مشروطه با این که استادان فن کم و بیش از بین رفته بودند باقی مانده ی آنها شاگردانی تربیت کردند وکار مرمت را شروع کردند از جمله مسجد شیخ لطف الله که در سال 1313 شمسی تعمیر گشت .
موزه ایران باستان ساخته شد و آثار هنری که بطور پراکنده در گوشه و کنار بود جمع آوری و در این موزه نگهداری شد.

مشهورترین کاشی ایران در جهان کاشی زرین فام است با نقش سیمرغ وروایتی است که در دوره ایلخانان مغول ،  ابا قاخان که درمراغه حکومت می کرد برای ساختن کاخ شکار واقامتگاه تابستانی اش ، به تخت سلیمان آمد و ازمصالح باقی مانده آتشکده استفاده کرد وتمام کاخ خود را با کاشی های طلایی وگچبری های باشکوه تزیین کرد. کاشی های زرین فام درتاریک ترین دوره تاریخ ایران، یعنی دوره مغول، توسط هنرمندان ایرانی به کارگرفته شد و ازنظرنوع ساخت وکیفیت با کاشی های دوره قبل وبعد ازخود فرق می کرد.درضمن، این اولین کاشی ایرانی بود که نام هنرمند وتاریخ ساخت کاشی برروی آن حک می شد. نقش های اغلب این کاشی ها تصویرهای شاهنامه فردوسی وسوارکاران وشاهزادگان نشسته برتخت است که به صورت کاملآ برجسته ترسیم شده است. اما سؤال اساسی این است که چراچنین هنربی نظیری دردوره ای به وجود آمده که تاریک ترین روزهای زندگی مردم ایران بوده است؟ شاید با کمی فکردرباره کاشی ونقش ونگار آن، بتوانیم تاحدودی به این سؤال پاسخ دهیم . کاشی زرین فام صورت هشت پراست. شکل کاشی هشت پر ازچرخیدن دو مربع به وجود آمده و ازقدیم، نشانه رمزی خورشید بوده است. درضمن، ازقدیم مردم معتقد بودندکه بهشت هشت دردارد که درهشتم آن، یعنی توبه، همیشه بازاست ؛ پس شکل کلی کاشی نشانه بهشت، خورشید، نور ورهایی از تاریکی وظلم است. اما نقش روی آن سیمرغ است. سیمرغ ازمعروف ترین شخصیت های شاهنامه است که باخود سعادت وخوشبختی می آورد. او بربالای کوه البرز زندگی می کند وتنها با فکروکمک اوست که رستم به دنیا می آید. درشاهنامه آمده است که هرکس پری ازسیمرغ داشته باشد هیچ کس نمی تواند به او آسیب برساند. پس به همراه داشتن پری ازسیمرغ به معنای درامان بودن از ظلم و ستم است . در مجموع ،طرح ونقش این کاشی اتفاقی یا از روی تفنن شکل نگرفته ، بلکه نشان می دهد که ایرانیان دریکی از سخت ترین دوره های زندگی خود، به دنبال راه نجاتی بودند وخواسته ها وآرزوهای قلبی خود را درقالب شاهکارهای هنری بروز داده اند.
 




Wednesday, 5 February 2014

باغ شازده ماهان جواهری آویخته بر سینۀ کویر


 
باغ شاهزاده ماهان در کنار ارگ بم در لیست ثبت جهانی یونسکو قرار دارد. در زمستان امسال (1392)، مؤسسۀ بین المللی یونسکو به سازمان میراث فرهنگی هشدار داد که بخش خصوصی، ساختمان های باغ را به اقامتگاه گردشگران مبدل کرده است و این فعالیت ها، نقض قوانین ثبت جهانی محسوب می شوند. این مؤسسه رسماً اعلام کرد که هرگونه تغییر و باز سازی اماکن تاریخی ثبت شده، باید زیر نظر یو نسکو و با اجازۀ مستقیم مسئولین آن انجام شود. در غیر اینصورت باغ شاهزاده ماهان از لیست ثبت جهانی خارج می گردد. در حال حاضر قسمتهایی از بنا های باغ در اختیار بخش خصوصی، هتل، رستوران و کافی شاپ قرار گرفته است که به پذیرایی مشتریان خود که اغلب از طبقۀ متمول اند، می پردازد. در واکنش به این هشدار، مسئولین سازمان میراث فرهنگی خبر از تصمیماتی دادند که مبنای آن محدود کردن فعالیت بخش خصوصی است. اما هنوز باید در انتظار تغییرات سریع و ضروری در جهت حفظ این بنا بود. تا چه حد فعالیت های شرکت های خصوصی مانع از بازدید عموم مردم از این مکان تاریخی خواهند شد، پرسشی است که هنوز بدون پاسخ باقی مانده است.
باغ شاهزاده ماهان واقع درحوالی شهر کرمان و در دامنه کوههای تیگران، یک "باغ تخت" ایرانی به شمار میرود که از نظام هندسی و دقیقی برخوردار است. معماران قدیم  برای مقابله با آب و هوای اقلیم خشک ایران، از تناسبات ریاضی بهره می گرفتند و در بسیاری از موارد با قرار دادن کوشک در بالاترین نقطۀ و وجود تپه های مرتفع و شیب  های طبیعی، باغ سازی پلکانی را ابداع نمودند. محور سازی شمالی- جنوبی، استفاده از اشکال هندسی مربع و مستطیل در طراحی کوشک، ایوان، باغ و به دنبال آن در نحوۀ کاشت و ترکیب بندی گیاهی نقش اساسی و قابل ملاحظه ای را ایفا می کرد.
آب از نقاط دوردست با کمک حفر چاه و قنات برای آبنمای سراسری که شریان اصلی بود تأمین می شد. نهرهای فرعی در جدول بندی منظم در آبشر ها تقسیم می گردیدند. فواره ها و آبشار ها، زینت بخش این نظم و وحدت سازی باشکوه بودند. در باغ شاهزاده ماهان عناصر بیرونی بر محور اصلی که ستون فقرات باغ بود سازماندهی شده بودند. همه از گذرگاه، گیاهان تا شبکه های آبرسانی در یک امتداد و در جهت تقویت افق و گستردگی دید باغ طراحی شده بودند. معماران و سازندگان از اصل مرکزیت که از سنت های فرهنگی ساخت آن دوران بود پیروی می کردند. عمارت باغ توسط عبدالحمید میرزای فرمانفرما ملقب به ناصرالدوله که عموی مریم فیروز بود در دورۀ یازده سالۀ حکمرانی وی بر کرمان ساخته شد. این عمارت دارای سردرورودی بسیار مجللی است که در مدخل باغ، با دو اشکویه و ایوان های طاق قوسی و سایبان های سنتی چشم اندازی به فضای ممتد و جهت دار باغ دارد.
حرکات پلکانی آب، رقص فواره ها و زمزمۀ جویبار ها در کنار درختان سر به فلک کشیده، سرو ها و کاج های همیشه بهار و عمارتی که به مانند نگین الماس در دل کویر می درخشد، همه زیر مجموعه ای است از باغ شاهزاده ماکان که جهانیان در تکاپوی حفظ ارزش معنوی آنند.آیا سازمان میراث فرهنگی موفق به حفظ و پاسداری ازاین مکان تاریخی خواهد شد. آیا بنا ها و باغ شاهزاده ماکان در لیست ثبت جهانی یونسکو باقی خواهد ماند؟

 
 

Friday, 3 January 2014

حمام سلطان امیر احمد

 
حمام سلطان امیر احمد در شهر کاشان یکی از زیباترین حمام های ایران است. این عمارت در سال 1192 هجری قمری در اثر زلزلۀ شدید دچار خسارت شد. اما بنای این حمام از آثار به جای ماندۀ این زلزله بزرگ بشمار می رود و بخشی از بنای فعلی، مربوط به بازسازی دورۀ قاجاریه است. گچبری هایش دارای هفده لایۀ مرمتی است که بیانگر قدمت این حمام تاریخی است. روی بام حمام سلطان امیر احمد گنبد هایی با شیشه های محدب که به آنها جامخانه می گفتند قرارگرفته اند که هرچند نور کافی را برای روشن کردن فضای درونی عبور می دهند، اما مانع دید به فضای داخلی اند.
در این بنا از ورودی به هشتی و از هشتی به سربینه وارد می شدند. فضای سر بینه با هشت ضلع و هشت ستون به عنوان رختکن استفاده می شد و دارای جا کفشی سنگی، حوض، فواره و پاشویه بود. اما سربینه محلی نیز برای آسودن، فراغت و گفتگو بشمار می رفت. صاحب حمام روی تشکچه ای می نشست و به حساب مشتریان می رسید. روی دستهایشان گلاب می ریخت و آنان را صلوات گویان به در خروجی راهی میکرد. در قسمت سربینه وارد راهرو حمام و سپس وارد حمام بزرگ و یا گرمخانه می شدند. گرمخانه شامل "گلخن" بود که بدان " تون" و یا "پاتیون" نیز می گفتند و خود از راهروها و اتاقکی تشکیل می شد که در آن دیگ های فلزی بر روی گودالی قرار میگرفتند و توسط هیزم و فضولات حیوانی گرم می شدند. معمولاً این ظروف از جنس مس، قلع و سرب بودند و در مقابل حرارت مقاومت زیادی داشتند. برروی " گلخن"، خزینه قرار داشت که اتاقی بود برای شست و شو و در آن تا نیمه آب ریخته می شد.
حمام های ایرانی در زمان قدیم تنها مکان شست و شو نبودند. بلکه برای برگزاری برخی ازمراسم، عادات و رسوم ایرانی نیز از آنها استفاده می شد. مثلاً برای عروسی و حنابندان، پس از اینکه صورت عروس را بند می انداختند، با یک طشت حنا و چند قالب صابون و مقداری شیرینی عروس و خویشاوندان را به حمامی که در نیمروزی قرق می شد می بردند. در ابتدا زن سفیدبختی عروس را هدایت می کرد و پس از شست شو توسط  دلاک، به دست و پای عروس حنا می بستند، دایره و دنبک می زدند و جشن می گرفتند. یا اینکه در مراسم حمام زایمان که ده روز پس از تولد نوزاد انجام می گرفت، برای زائو و وابستگانش حمام را خلوت و اسپند و کندر دود می کردند، چراغ و آیینه می بستند و شربت و شیرینی می دادند.
از جمله حمامهای دیگر کاشان میتوان از گرمابههای باغ فین، حمام گذرنو، حمام عبدالرزاق خان، حمام محتشم  نامبرد. " ژان شاردن" جهانگرد فرانسوی دوبار به ایران سفرکرد و گرچه از آسیا و هند شرقی سفر خود را آغاز نمود، اما تمایلش برای تحقیق در ایران دو چندان شد، بطوریکه در این سفرها به مدت ده سال در ایران ماندگار شد و زبان فارسی را آموخت. بخشی از کتاب سیاحت نامه او به شهر کاشان اختصاص دارد. او در مورد حمام های شهر کاشان می نویسد:" گرمابه های کاشان فوق العاده عالی، خوب و تمیز هستند." حمام امیر سلطان از  آب های تمیز سفره های زیرزمینی استفاده می کرد. آب چاه از بالای حمام سرازیر می شد واز دیواره های حمام به پایین ریخته می شد و به حوض خزینۀ بالای آتشخانه راه می یافت.
 



 


Tuesday, 19 November 2013

دختران دانش آموز قاجاری از دریچۀ دوربین آنتوان سوروگین


 

"سوروگین" عکاس گرجی تبار از عکاسان توانای دوران ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار بود. اواز طریق پدرش، دیپلمات سفارت روسیۀ تزاری به دربار قاجاریه راه یافته بود و ناصرالدین شاه علاقۀ زیادی به عکاسی پرتره او نشان می داد. یکی از کار های معروف او تصویر برداری از تصاویر میرزا رضاى کرمانى پس از قتل ناصر الدین شاه و همچنین مراسم تشییع جنازه‌ی شاه بود. "سوروگین" به عنوان عکاس خبری رخداد های نهضت مشروطیت را ثبت کرد. دشمنان مشروطه، عکاسخانه او را به سبب روابطش با مشروطه طلبان با انفجار بمبی به آتش کشیدند و نگاتیو های عکس هایش را که حاصل تلاش یک عمر این هنرمند بود نابود کردند. در سال های بعد نیز گنجینۀ تاریخی به جا مانده از آثار او، بار دیگر توسط رضاشاه که کوشش می کرد با برافتادن سلسلۀ قاجار تمام نشانه های دوران قاجاریه را محو و نابود کند، به یغما رفت و توقیف شد.


این عکس تاریخی دختران دانش آموز قاجاری است که بدون حجاب از دریچه دوربین "آنتوان سوروگین" عکاس معروف ایرانی- گرجستانی ثبت شده است. در اواخر دورۀ قاجاریه متجددین و طرفداران فرهنگ فرنگی فعالیت هایی را برای رفع حجاب دختران آغاز کردند. بویژه پس از برقراری مشروطیت، بی حجابی در مدارس دخترانه توسط زنان وابسته به دربار تبلیغ شد. برای مدت کوتاهی انجمن های مختلف زنان به سبک اورپایی تاسیس شد که یکی از اهداف آنان تغییر لباس دانش آموزان بود. درباریان از همکاری برخی از همسران مبلغین مسیحی که در ایران سکونت داشتند بهره جستند تا نوع پوشاک مدارس وابسته به اشراف، درباریان و خا ن زادگان را تغییر دهند.

 
 

Tuesday, 8 October 2013

گودال باغچۀ خانه پیرنیا





 

در شهر نایین خانه ای در دوران صفویه بنا شد که هنوز پابرجاست والگویی برای خانه های تاریخی کویر مرکزی ایران محسوب میشود. خانۀ پیرنیا متعلق به "قاضی نورالهدی" حاکم شهرنایین و جد دکتر حسین فاطمی بود و در دورۀ قاجار به خاندان پیرنیا رسید و به همین نام شهرت یافت. این خانه در سال 1349 مرمت شد و سرانجام در سال 1373 به موزه مردم شناسی شهر نایین اختصاص یافت. نقاشی های دیواری نمایشگر صحنه هایی از داستان خسرو و شیرین هفت پیکر نظامی گنجوی و قصۀ یوسف و زلیخای جامی، به همراه نقوش ارسطوره ای و گچبری های نفیس، فضای داخل خانه را مزین نموده اند. این خانه دارای یک معماری درون گرا است. نمای بیرونی بنا بدون تزیینات، ساده است و در مقابل، نمای درونی آن با پنجره های مشبک و یزدی بندی و رسمی بندی ها ی با شکوه، چشم هر بیننده را به خود مجذوب می کند. در طراحی درون گرای خانه های کویری به تیپولوژی دیگری از معماری برمی خوریم  که " گودال باغچه" و یا " باغچال" نام دارد و مختص مناطق گرم و خشک است. در دوران صفویه، در حیاط اندرونی "گودال باغچه" ای در داخل زمین، یک طبقه پایین تر از سطح خیابان می ساختند و در آن درختانی چون انجیر، پسته و انگور می کاشتند.  حوض و استخر " گودال باغچه" امکان دسترسی به قنات را فراهم می کرد و در برخی موارد با شبکۀ پیچیدۀ آب های زیرزمینی مرتبط می شد وگاه در حوضچه ها ی آن آب فراوان و روانی جریان می یافت. دور تا دور فضای گودال و حیاط مرکزی، رواق های سرپوشیدۀ نیمه باز و راهرو مانند، به اتاق ها و دالان های زیرزمین خانه وصل می شدند و هوای مطبوع و خنکی را در فضای های مرتبط جریان می دادند. "باغچال" خانه پیرنیا و اتاق های مجاور آن نیز، بخش تابستان نشین خانه را تشکیل می داد. درون گرایی در ساخت خانه های کویری موجب می شد که فضا ها خود به عامل حفاظتی در مقابل نور، حرارت و صدا مبدل شوند. همچنانکه طراحی این بنا ها خود گریزی بود از تابش شدید و مستقیم نور خورشید." گودال باغچه" را به شکل متقارن و مستطیل شکل می ساختند تا بنا را در مقابل زمین لرزه مقاوم تر کند.




"باغچال" خانه پیرنیا

 


Wednesday, 19 June 2013

تاریخ در کوچه پس کوچه های تهران دفن می شود


بخشی از تاریخ قدیم را باید در کوچه پس کوچه های محلۀ منیریه جستجو کرد. خانۀ فرمانفرما با حیاط بسیار بزرگ ومصفا، درختان خرمالو و شاتوت و انجیر پنج سال پیش در فهرست سازمان میراث فرهنگی تهران به ثبت رسید. این خانه صد سال پیش با حدود پانصد متر مربع مساحت توسط پسر عباس میرزا ولیعهد ساخته شد. طاقچه ها و آینه کاری های اتاق های تو در توی بنا حاوی تزیینات و مقرنس کاری های ظریفی می باشند که از جلوه های تاریخی پر ارزش معماری برخوردارند. دو طاووس گچبری شده در نمای بیرونی ساختمان، نمایانگر هویت اصلی فرهنگی و هنری این بناست.
خانه ابتدا متعلق به زن کامران میرزا، نایب السطنۀ پسر سوم ناصرالدین شاه قاجار بود و پس از فوت او به عبدالحسین فرمانفرما شاهزاده قاجاری که خاندان بزرگ فیروز و فرمانفرما به او منسوب می باشند، فروخته شد. فرمانفرما پدر مریم فیروز از چهره های شاخص سیاسی معاصر و همچنین دائی محمد مصدق بود. در سند خانه هنوز هم نام عبدالحسین فرمانفرما دیده می شود. هرچند که این سند تاریخی که متعلق به وارثین است به زودی باطل خواهد شد.
داستان از این قرار است که این خانه در سال 1345 توسط فردی به نام آقای مینایی خریداری شد و به همین جهت نیز به خانۀ مینایی مشهور است. خانه مینایی به سبب عدم استحکام فنی نیاز به مرمت اساسی دارد. از آنجا که این ساختمان در فهرست سازمان میراث فرهنگی است و مسئولین اداری آن برای تعمیرات مورد لزوم هیچ اقدامی نکرده اند، وارثان خانه از این سازمان شکایت نموده اند. این بنا به سبب فقدان هزینه لازم برای مرمت و تعمیر اصولی و مشکلات پیچیده و لاینحل قضایی در معرض نابودی قرار گرفته است. راستی اگر این خانه که از لحاظ معماری و آجرچینی در ایران بی همتاست نابود شود، چه بر سر آن طاووس ها و ققنوس ها بی نظیر نمای بیرونی خواهد آمد؟ آیا برای نسل های آینده یادگاری از دوران تاریخ معاصر بر جای خواهد ماند؟


Friday, 7 June 2013

پطرزبورغ ناصرالدین شاه

 
در قرن نوزدهم میلادی سراسر مشرق زمین مجذوب و شیفتۀ انقلاب صنعتی اورپا شده بود. از امپراطور ژاپن تا سلطان عثمانی و پس از آنان شاهزادگان و شهریاران ایرانی سفر به مغرب را در سر می پروراندند. در نامه های ناصرالدین شاه به روسای کشور های اروپایی آمده است:
"از آنجا كه نظم تمدن و كثرت صنايع و انتشار علوم فرنگستان، عموم ملل را با همديگر مربوط ساخته است ، خواستيم ترقيات آن ممالك را بشخصه سير و تحقيق نمائيم."
کاروان سلطنتی ناصرالدین شاه با جمعی از بزرگان دولت و خاندان سلطنتی که سوگلی شاه انیس الدوله را نیز شامل می شد، در سال 1290 هجری شمسی به فرنگ رهسپار شد. در این میان سفر به شهر پطرزبورگ حاکی از داستان ها و شایعات فراوانی بود که موجی از نارضایتی را در میان منقدین شاه در داخل کشور برانگیخت. بر سر زبان ها افتاد که انیس الدوله و بقیۀ زن های حرم در این سفر می خواستند بدون رعایت حجاب به نمایش تئاتر بروند. پس از سفر ناصرالین شاه به پطرزبورگ زنان حرمسرا که تحت تأثیر پوشش زنان غربی و لباس های رقصندگان روسی قرار گرفته بودند کم کم زیر جامه های خود را تنگ و چسبان کردند و پوشش شان سبک تر و آرایش شان غلیط تر شد.
اندیشۀ تجدد خواهی تنها محدود به دربار ناصرالدین شاهی نشد و در دوران های بعدی تاریخی نیز ادامه یافت. این اندیشه که تصور گردد که ایرانیان ابتدا باید متجدد شوند تا بعد پیشرفت کنند، ایران را از عقب ماندگی اقتصادی نجات نداد. با بررسی تاریخ صد ساله نتیجه دیگری حاصل شد و آن اینکه باید ابتدا ترقی کرد تا تجدد حاصل شود. به عبارت دیگر این مسئله با کسب دست آورد های علمی و فنی وپیشرفت و تقویت زیربنای اقتصادی میسر است. واردات روبنای سیاسی و اجتماعی تقلیدی و به ارمغان آوردن تجدد و جلوه های پر زرق و برق از خارج همان حکایت سفر به " پطرزبورغ" ناصرالدین شاهی است.
این تابلو (سنه 1290 هجری قمری) در کاخ گلستان نگهداری می شود و لحظۀ ورود ناصرالدین شاه را همراه با امپراطورروسیه الکساندر دوم به شهر پطرزبورگ نشان می دهد.