Showing posts with label گوشه و کنار. Show all posts
Showing posts with label گوشه و کنار. Show all posts

Tuesday, 25 September 2018

آرامگاه خالد نبی




طبیعت منحصر به فرد استان گلستان
عکاس: علی سعید اکبری

منطقه کوهستانی است. راهش دشوار و تسهیلاتش حداقل. گرما در تابستان بیداد می کند و هوا در زمستان سرماریز و زمهریراست. در این آرامگاه ششصد سنگ ایستاده استوانه شکل، روایت گوی تاریخ خاکسپاری ترکمنان و جایگاه تدفین اجدادشان می باشد. زیارتگاهش بنایی است چهارضلعی. طاقش هلالی است و پنجره هایش فلزی و پوشش روی بامش شلجمی شکل و سبز رنگ است و با  طبیعت اطرافش همسفره است وهمخوان. بقعه چوپا آتا با درخت های نذری و دخیل بسته و چشمه آبی برای تبرک در نزدیکی آرامگاه، دیدار زایرین را تکمیل و پر عیار می کند. تاریخ و قدمت مجموع به سده های شش تا هشت هجری می رسد.


Sunday, 15 July 2018

شربت خانه بهارنارنج

در قلب جلفا
شربت خانه بهارنارنج

کافه کوچکی است با چهار تن پرسنل و هشت میزو کلاس قیمت متوسط. برای گلوخشک هایی مثل من که هوس سرکه‌انجبین و خیار ، بیدمشک و شربت بهارنارنج کرده اند بد نیست. خلاصه یک کافه ایست دنج با چیدمان سنتی.

 

Thursday, 5 July 2018

خانه هنر یزد

درخانه هنر یزد میشود ضمن بازدید از یک مکان تاریخی نشست، نوشید، محصولات صنایع دستی را خرید و از پشت بام آن، بافت باستانی یزد را دید. صندلی هایش شما را به یاد صندلی های لهستانی میشائل تونت می اندازد. به نقل از بازدیدکنندگان، صاحبان خانه یک زوج جوان، مبتکر و مهربانند که با مدیریت و نوآوری خانه یزد را به حالت یک کافه هنری در آورده و یک کانون تازه ای را به امکانات توریستی شهرشان اضافه کرده اند





Thursday, 29 June 2017

نیمه افسانه های ساسانی



نظام اشرافی ساسانی پوسیده و درباریان در فساد و عیش خویش غرق بودند. موبدان نه پشتیبان مردم که حامی اشرافیت و همراه حکمرانان سلطنتی پایه های نارضایتی مردم و  فروپاشی ساسانی را در زمان حمله اعراب فراهم آوردند. زرتشت و مانی و مزدک و دیگر امید ها را از مردم گرفته بودند و آنان نیز از رنج و ظلم به ستوه آمده، بیزار از اشرافیت و تجمل پرستی در انتظار سقوط پادشاه ساسانی بودند. پس از حمله اعراب، حکمروایان جدید زبان و خط پهلوی را کنار گذاشتند، اسامی را عربی کردند و دین زرتشت را از صحنه بیرون راندند. مردم هم در مقابل، روحیات کهن، سنت ها و عاداتشان را در لابلای فرهنگ روزانه خود حفظ کرده و کوشیدند که از اتفاقات دوران سقوط ساسانیان و تسلط اعراب افسانه ها سازند و در این حکایات، باز روح ایرانی در چنگال اعراب اسیر افتاده را، در کالبد فرهنگی سرزمین شان بدمند. نه از یزد گرد که در نزد شان محترم نبود، بلکه از فرزندانش قصه ها نقل کردند.

یزدگرد سوم نوه خسروپرویز وهمسرش شیرین بود. همان شیرینی که سوگلی خسروپرویزبود ومعشوقه فرهاد. یزدگرد آخرین پادشاه ایرانی پیش از ظهور اسلام، دو پسر و پنج دختر داشت. دو پسرش، هرمزان و اردشیر و دختراش به نام های شهربانو، پارس بانو، مهربانو، نیک بانو و نازبانو بودند. یزدگرد پس از شکست از مسلمانان به خراسان گریخت و در آنجا به دست آسیابانی کشته شد. ایرانیان به سرنوشت دختران او، شهربانو و نیک بانو، بیش از سرگذشت زندگی دیگر فرزندان یزدگرد توجه  نشان می دهند. شهربانو همسر امام سوم شیعیان، حسین بن علی شد. طبق کتیبه ای موجود و باور مردم، در شمال شرقی شهر ری، جاده کارخانه سیمان  و انتهای جاده بی بی شهر بانو، مقبره شهربانو قرار دارد. بگذریم از برخی دیدگاه های تاریخی که داستان دیگری را از شهربانو روایت می کنند. برخی از فرزندان یزدگرد در حین فرار دستگیر و به غلامی و کنیزی برده شدند و یا در بیابان ها، در سرگردانی و بی غذایی تلف شدند.

 اما چه بر سر نیک بانو آمد؟ او با کنیزک خود مروارید به سمت کوهی در شرق اردکان رفت که امروز کوه چک چک نامیده می شود. نیک بانو در آن کوه ناپدید شد. درخت چنار تنومندی با هزار سال قدمت در آن مکان روییده است. در افسانه هایی که میان زرتشتیان روایت دارد، میگویند این درخت عصای دست نیک بانو بوده و شاهدخت با این عصا هنگام فرار خاک را شکاف می زده تا آب شیرین بیرون آید و زمین را سبز کند. نیک بانو که سپاه دشمن را در پی خود میبیند از کوه و سنگ می خواهد که او را در آغوش کشند تا از رنج اسارت دشمن نجات یابد. حال چک چک یکی از زیارتگاه های مهم زرتشتیان است که مردم در آنجا در روز های آخر خرداد جمع می شوند و به نیایش می پردازند. همانجاست که هر سال جشن مهرگان را بر پا می کنند، دعا می خوانند و شمع روشن می کنند و آن چنار کهن در شیار دل کوه , در کویری خشک و بی آب و علف، با پیچش های عجیب و غریبش هنوز پا برجا مانده و زائران را می طلبد. مردم این درخت باستانی را پیرسبز چک چک نام نهادند وآن را مقدس می شمارند. 


زیارتگاه پیرسبز (چک چک) در ۴۳ کیلومتری شرق اردکان در استان یزد
زرتشتیان همه ساله در روزهای ۲۴ تا ۲۶ خرداد از شهرهای مختلف کشور در اینجا گرد هم می آیند.


Thursday, 23 February 2017

النگدره پارکی جنگلی منحصر به فرد گلستانی است در میان مناطق مسکونی

درراه بلوار ناهارخوران گرگان به تابلوی پارک جنگلی النگدره برمی خوریم. جاده ای آسفالته و بدون دست انداز ازمیان مناطق جنگلی کشیده شده که از ویژگی های نادر پارک ها ی مشابه خود در ایران به شمار می رود و امکان استفاده از سایر امکانات گردشگری اطراف را در منطقه فراهم آورده است. النگدره پارکی جنگلی در استان گلستان، شهرستان گرگان خنک‌تر ازشهر های اطرافش در نزدیکی یک رودخانه، سه چشمه و یک جنگل درختان انجیلی، توسکا و بلوط قرار گرفته و به منطقه ناهارخوران مشهور است. کوه ها و ارتفاعات اطرافش با دره ها، آبریزها محیط مناسبی را برای شیفتگان طبیعت و کوهپیمایان فراهم کرده است. در همین ارتفاعات مسیر صعود به سفید چشمه از طریق راه پله های سنگی قدیمی قرار دارد. طبیعت در النگدره تکرار نشدنی است.






Sunday, 29 May 2016

مغولان ویران کردند و رفتند، ایرانی ها ماندند و بازسازی کردند

 
چهار ستون در ابتدای بولوار شادیاخ نیشابور قد علم کرده اند و به دروازه شادیاخ معروفند. شاد یاخ از محله های قدیمی شهر نیشابور است و نام آن از کلمات شاد و کاخ اقتباس شده و اشاره به کاخی است که مقر حکمرانان خراسان بوده و در زمان حمله مغول ویران و با خاک یکسان شد و دیگر اثری از آن باقی نماند.
چهار ستون دروازه "شاد یاخ" اثر محمد قاسم اخویان، استاد معماری سنتی خراسان است. اخویان علاوه بر ستون های دروازه شاد یاخ ستون های آجری در ورودی باغ ملی نیشابور را نیز طراحی کرد. بر روی سکوی در ورودی باغ ملی دو تندیس شیر سنگی قرار گرفته است. استاد نیشابوری نه تنها در آجرتراشی که روش تزئینی در معماری ماست مهارت ویژه ای داشت، بلکه در سایر رشته های تخصصی ساخت سنتی نظیر گنبد سازی، آسیاب سازی، آهنگری و پنجره سازی نیز تسلط بسیار داشت. استاد بی درنگ و در لحظه، بدون پیش فرض و نقشه، آنچه در ذهن داشت می ساخت و رویای زیبای نقش ها و نگاره ها را به واقعیت سخت سنگ مبدل می کرد.
آجر تراشی به مانند مجسمه سازی با ابزار ساده و نوک تیز و تیشه مانند انجام می شود، چنانکه به آجر تراش تیشه دار نیز می گفتند. آجرتراش حرفه ای، طرح و نقش مشبک و معرق را بر روی سطح آجر نرم ایجاد می کرد وگاه آجرهای ‌‌تراش خورده را با رنگهای معدنی رنگ آمیزی می نمود. آجر تراشی صنعتی، قدیمی تر از گچ بری و کاشی کاری است و حالا دیگر به سبب فقدان استادان مجرب هنری فراموش شده بشمار می آید. هرازگاهی که آثار هنری در نیشابور از زیر خاک بیرون کشیده می شد، استاد اخویان از نقوش از زیرخاک در آمده الهام می گرفت و آن ها را به کار هایش منتقل می کرد و در ساخت بنا ازآن ها استفاده می نمود. ستون های آجری شادیاخ و باغ ملی از آخرین کار های صنعت و فن آجر تراشی به شمار می روند و هرگز در هیچ مکان دیگری در دنیا تکرار نخواهند شد.