Thursday, 25 September 2014

زنان گردن بلورین مودیلیانی


" ژان ایبوترن" و"آمادئو مودیلیانی"
 
"آمادئو مودیلیانی" نقاش و مجسمه ساز ایتالیایی برخلاف فرم های هنر مجرد( آبستره) که در جهان واقعی قابل شناسایی نیست، از هنر فیگوراتیو الهام  می گرفت که فرم ها در آن نمودی از واقعیتند. او از واقعیت چهره بهره می جست.  صورتک ها و پرتره های انسانی اش  گرایش به سادگی داشتند، چه از نژاد زرد و چه آفریقایی دارای جزییات مشترکی بودند که گردن های کشیده و باریک یکی از ویژگی های آنان بود.
"آمادئو مودیلیانی" از زمره هنرمندانی است که حکایت زندگی اش به اندازۀ هنرش گیر است. دیدگاه عصیانگرش در هنر درزندگی و مرگ او نقش غیرقابل انکاری داشت. او همۀ خصوصیات یک هنرمند تراژیک را داشت: در محلۀ فقیر نشین "مون مارتر" زندگی و کار میکرد. سرو وضعش ژولیده  بود. به فلاسفۀ رادیکال معتقد بود و از ادبیات و شعر الهام میگرفت. با شیوه نقاشی آکادمیک هنرمندان بورژوا ضدیت داشت و زیر بار ایسم ها نمیرفت. بسیاری از آثار اولیۀ خود را از میان برد، زیرا که می اندیشید که آنها حاصل زندگی کثیف بورژوایی او بودند. هنرش را تا سرحد ویرانگری خویش پیش برد. در زمان مرگش بیمار، فقیر و معتاد بود و سر انجام در سن 35 سالگی در اثر بیماری سل در گذشت. آثار او بعد ها از گرانترین آثار هنری قرن شدند. در سال 2010 مجسمه ای ازکار های او به مبلغ 52.6 میلیون دلار بفروش رفت.
زنان زندگی اش، سوژه های کار های او بودند. او با زنی بنام " ژان ایبوترن"از طبقۀ اشراف آشنا شد. "ژان" که به سبب رابطه اش با نقاش تهیدست از خانواده و جامعۀ مرفه طرد شده بود، دختری از او بدنیا آورد. اما بیماری " آمادئو" به او امان نداد و زمانی که  "ژان" برای بار دوم در نه ماهگی باردار بود، در آغوش او درگذشت. "ژان" مرگ " آمادئو" را تاب نیاورد و خود را از ساختمان بلندی به پایین پرتاب کردو به زندگی خود و فرزند متولد نشده اش پایان داد. بعد ها فرزند اول "ژان" و " آمادئو" که نزد عمۀ خود بزرگ شده بود، زندگی والدین خود را به نثر کشید.
                                                                                          

                                                 

Sunday, 14 September 2014

در اعماق کیش

 
 
کاریز، قنات، مجرایی در اعماق زمین برای ارتباط میان گودال های تنوره مانند، آبراهی میان چاه  های عمیق کاوشگر تشنه. اولین چاه قنات را مادر چاه می نامیدند. ارتفاع چاه ها همچنان با تناسب کم می شد تا به دهانه قنات می رسید که آن را مظهر کاریز می گفتند، یعنی جایی که آب از دل قنات بیرون می زند و در برابر چشمان پر انتظار ساکنان دشت ها ی گرم و خشک ظاهر می شود. در زمان های قدیم میر آب که امیر آب شهر بود وظیفه تقسیم عادلانه آب قنات را بعهده داشت.  او به آب قنات چشم می دوخت و فنجان فنجان بر قسمت کردن آب نظارت می کرد. میر آب با هر بار پر شدن کاسه ای فلزی از آب قنات، سنگی کوچک  را به درون ظرفی سفالی می انداخت و میزان استفاده اهالی را از کاریز محاسبه می کرد. او تلاش می کرد که افراد را بطور منصفانه در استفاده از آب سهیم کند. ایرانیان مخترعان  تاریخی قنات، دلو را با طناب به پایین چاهی می فرستادند و آب شفاف و شیرین را برای آشامیدن و آبیاری مزارع به بالا می کشاندند. لایه های رسوبی و مرجان ها، آب را زلال و تصفیه می کرد.
یکی از قنات های معروف ایران در جزیره کیش قرار دارد. کاریز کیش، قناتی با قدمت دو هزار پانصد ساله است که در زمان اشکانیان ساخته شد. این قنات 15 کیلومتر طول دارد و عمق متوسط آن دوازده متر است. در چند دهه گذشته فعالیت های کاریز کیش تنها به حفظ قنات و نگهداری از این مرکز تاریخی آبرسانی محدود نشد. در سال 1387 ضمن حفظ بافت تاریخی کاریز کیش، شهری در اعماق زمین ساخته شد که به وسعت پانزده هزار متر مربع بود. این شهر با پرتابل های تهویه هوا و شبکه برق رسانی و سرویس های بهداشتی، مبنا توسعه و ساخت را بر جلب هر چه بیشتر توریست و ایجاد جاذبه های گردشگری گذاشت.
کاریز کیش مکانی است برای دوستداران طبیعت. جالب توجه است که سقف کاریز از صدف ها و مرجان های طبیعی تشکیل شده است و یکی از بزرگترین مجموعه های مرجانی دنیاست. سقف مرجانی کارریز به قطر هفت متر بستری بوده است برای دریا. می گویند اگر خوب و با دقت زیاد به فسیل های این بستر مرجانی چشم بدوزیم، لاک پشتی خواهیم دید که مربوط به 570 میلیون سال پیش می باشد. مرجان های کیش از قدیمی ترین اکوسیستم روی زمین، سواحل کیش را در مقابل فرسایش امواج محافظت می کنند ودر رویای چشمه های حاصلخیز کاریز با قصه های میر آب های عادل قنات  ها به خواب رفته اند.


 
 
 


Monday, 8 September 2014

زن چنگ نواز دوران ساسانی

 

زن چنگ نواز دوران ساسانی
آنتیک های شرقی، زن بیشاپور
اتاق شمارۀ شانزده موزۀ لوور پاریس، پوشش کف
260 سال پس از میلاد

این قطعۀ کف از ایوان موزائیک بیشاپور به لوور آورده شده است


Thursday, 28 August 2014

علی اکبر صنعتی

 

علی اکبر صنعتی نقاش و مجسمه ساز ایرانی در پرورشگاه بزرگ شد. او را در یتیم خانه، علی اکبر  نام نهادند. چه شد که او در میان کودکان بی سرپرست سر از شاگردی استادانی نظیر بهزاد(مینیاتوریست) و صدیقی( مجسمه ساز) در آورد، حکایتی است که هرگزبطور دقیق و مشروح نقل نشد و شاید آن را بشود معجزه زندگی نامید.  او بعد ها تعدادی از کودکان یتیم پرورشگاه را برگزید و به آنها تعلیم نقاشی داد. علی اکبر صنعتی یک هنرمند بود. ادعای درک و شناخت سیاست را نداشت. آثار او را به دلایل سیاسی هم در زمان 28 مرداد و هم در دوره انقلاب تخریب کردند. او از نخستین مجسمه سازان واقعگرای ایران محسوب می شود. آثار او همیشه مورد بی مهری مسئولان وقت قرار می گرفت، مجسمه های او در غبار فراموشی دفن می شدند و همواره میراث کار او در خطر نابودی بود. به همت مردم و خانواده اش کار بازسازی موزه هنرمند آغاز شد و کلکسیون آثار هنری او تا حدی احیاء گردید.
 

Saturday, 23 August 2014

پل دختر و آناهیتای مقدس

 
میلیون ها سال پیش در اثر جریان سیلابها تنگه ای در بخشی از رشته کوه های زاگرس در جنوب لرستان پدید آمد. در دوره ساسانی این تنگه مهمترین گذرگاه میان شوش و اکباتان، دارای طاقی بر روی رودخانه کشکان بود که به آن پل دختر می گفتند. این پل را از سنگ،آجر،گچ و ملاط ساروج ساختند. طراحان پل برای مقاوم کردن پل در برابر بار عمودی، آن را از وسط به هردو سوی پل شیب دادند.

مبنای گزینش نام پل دختر یک نوع باور دینی در میان مردمان بومی لرستان بود. آناهیتا بانوی آب و آبادانی از ایزدیان باستانی، چهره ای مقدس  در نزد شاه و مردم داشت. مجسمه و یا تصویر او در معابد و قلعه های آن دوران نشانه پاسداری، امنیت  و حمایت این بانوی ایزدی از مکان هایی بود که صاحبان آنها به آناهیتای بزرگ اعتقاد داشتند. آناهیتا خدای آب بود. میگویند مجسمه ای از آناهیتا که به شکل زن جوان و یا دختری بوده است را در پیشانی پل قرار داده بودند تا جریان آب از آن بترسد و به پل آسیبی نرساند. بعد ها مردم لرستان چگونگی ساخت این پل را به یک داستان عاشقانه نیز پیوند دادند. می گویند که دختر و پسری در دو طرف رودکشکان زندگی می کردند و دلباخته هم بودند. از آنجا که خانواده های آنها موافق پیوند آنها نبودند، این دو دلداده بر آن شدند که با  یاری هم پلی بسازند که بتوانند از رود گذر کرده و همدیگر را ببینند. از آنجا بود که مردم این پل را پل" کر و دختر" و یا" پل پسر و دختر" نامیدند که بعدها به پل دختر معروف شد.
 

Tuesday, 12 August 2014

عمارت مسعودیه بنایی شاخص در دوران مشروطه

پشت میدان بهارستان در خیابان اکباتان بنایی است که به فرمان مسعود میرزا ساخته شد و بهمین دلیل به عمارت مسعودیه معروف گردیده است. مسعود میرزا همان ظل السلطان شاهزاده قاجاری بود که بزرگترین پسر ناصرالدین شاه محسوب می شد. او به حاکمیت مازندران و اصفهان رسید اما هیچگاه به ولیعهدی نرسید. زیرا مادرش از زنان غیر قاجاری صیغه شاه بود. مسعود میرزا تبعیض خانواده قاجار که او را غیر خودی قلمداد می کردند را برنتافت. او رفتاری خشن و جنون آمیز داشت. بطوریکه که حتی پدرش ناصرالدین شاه نیز از خود سری های او نگران بود. مسعود میرزا با برادر خود مظفرالدین شاه و برادرزاده خود محمد علی شاه اختلافانی پیدا کرد. بطوریکه که خانه اش عمارت مسعودیه پس از چندی پایگاه مشروطه خواهان شد و این نه به خاطر طرفداری از مشروطه خواهی، بلکه به سبب عدم رضایت او از موقعیت و قدرت سیاسی اش در حکومت قاجاریه بود. در نزدیکی همین عمارت مسعودیه بود که در سال 1287 هجری شمسی حیدرعمواوغلی، از فعالان موثر جنبش مشروطه ایران بمبی دست ساز را در زیر کالسکه شاه نصب کرد. بمب منفجر شد و بهانه بدست محمدعلی شاه افتاد تا هم مجلس را به توپ ببندد و هم خانه ظل السلطان، عمارت مسعودیه  را به رگبار.  بنای مسعودیه  در زمان پهلوی  به وزارت آموزش و پرورش تبدیل شد و پس از آن نیز همواره به عنوان ساختمان دولتی مورد استفاده قرار گرفت. این بنا نزد عامه و خاص چندان مورد توجه نبوده است. اما از آنجا که شاخص یک مبدأ تاریخی و معرف مقطعی از گذشته ملی در زمان مشروطه است  و نیز به جهت بار غنی فرهنگی خود از آثار ملی به شمار می رود.
 






Thursday, 10 July 2014

فیروزکوبی در بازار رضا- زهره اشکیانی




 

براي آشنايي بيشتر با هنر فيروزه كوبي به ديدن آقاي رضوي هنرمند فيروزه تراش ، به بازار رضا رفتم. همزمان با تخریب اطراف حرم مطهر و بخشی از بازار بزرگ مشهد که در سال ۱۳۵۴ انجام گرفت، این بازار برای جایگزین نمودن کسبه ساخته شد. ابتدای بازار از فلکه بیتالمقدس آغاز شده و به میدان ۱۷ شهریور منتهی میشود. طبقه دوم اين بازار کارگاههای کوچک صنایع دستی، طلاکاری، فیروزه تراشی و گلدوزی است .

 
- گفتگو را با آقای رضوی و پرسش را از سابقه كارش آغاز کردم:

آقای رضوی: بيشتر از 40 سال است که کار می کنم. البته اول فيروزه تراشي ميكردم ولي الان تعدادي كارگردارم وكار خودم  فروشندگي است.

درباره تاريخچه فيروزه كوبي پرسيدم. پاسخ داد كه  اصل اين كار را آقاي حكيميان، از كشور روسيه وارد ايران كردند و ابتدا در شهر مشهد اين كار را رواج دادند و  بعد از 10 سال توسظ آقايي به نام حاج داداش به اصفهان آورده شد. البته در مشهد كار فيروزه كوبي روي زيورآلات انجام مي شده ولي استادكاران اصفهاني بيشتر روي ظروف كار می كردند.

- پرسیدم، مي شود توضيحي مختصر درباره انواع فيروزه وطرز تشخيص اصل از بدل آن و مراحل ساخت فيروزه كوبي بدهيد؟

آقای رضوی: سنگ فیروزه روشن را "چغاله" وسنگی که رنگ تیره تر داشته باشد،"عجمی" می نامیم."طفول" نام سنگی است که رنگ فیروزه ای کامل داشته باشد و "شجره ای" به فیروزه ای گفته می شود که لکه دارد ولي تشخيص طبيعي يا مصنوعي بودن آن حتي براي من نیز بسيار دشوار است .

- لطفا در باره طرز ساخت و تهیه آن توضیح دهید:

آقای رضوی: فیروزه كوبي دو مرحله دارد. "زير ساخت" كه توسط استاد كار، متناسب با چگونگي طرح اندازي فيروزه ساخته مي شود و "روكار". بدين صورت است كه خرده سنگ هاي فيروزه را بنابر نوع استفاده دانه بندي كرده و ضايعات آن را جدا مي کنند. بعد دانه هاي يكنواخت فيروزه بر سطح بدنه كناريكديگر چيده مي شوند، بطوريكه كمترين فاصله بين دانه ها وجود داشته باشد. بدين منظور بدنه فلزي به وسيله مشعل تا دماي ْ30 گرم شده و همزمان روي آن پودر لاك  پاشيده مي شود پودر به سرعت ذوب شده و سطح كار را مي پوشاند. در ادامه مجددا بدنه گرم شده و قسمت به قسمت سنگهاي فيروزه كنار هم روي لاك ذوب شده چيده مي شود. سپس روي قسمت فيروزه كوب، لايه اي از پودر لاك پاشيده و حرارت داده مي شود تا جاهاي خالي سطح كار پر شوند. در نهايت طي دومرحله در پرداخت كاري بدنه فلزي و درقسمت فيروزه كوب، اضافه هاي سنگها زدوده ميگردند. قسمت فيروزه كوبي شده به وسيله روغن زيتون و يا روغن كنجد پوليش مي گردد، تا اين قسمتها نيز داراي بدنه شفاف و درخشان گردند. يكنواختي سنگهاي فيروزه از جمله نكاتي است كه ارزش كار را بالا مي برد.

 


 در مورد سئوال دومم هنوز پاسخ درستی دریافت نکرده بودم. منظورم در مورد طرز تشخیص اصل از بدل سنگ فیروزه. دوباره سئوال را به طریق دیگری در مورد ارزش ظرف های فیروزه کوبی مطرح کردم. آقای رضوی در جواب من كه درباره اصل و بدل بودن ظرفهاي فيروزه كوبي پرسیده بودم، خنده بلندي كرد و گفت: "خانم ميدانيد قيمت يك كيلو فيروزه نيشابور چند است؟" به روی خود نیاورده و بيشتر كه كنجكاوي كردم پی بردم كه فيروزه اكثر ظرفها، از شيلي، مصروآمريكا  وارد شده و مصنوعي است!

برای تحقیق بیشتر به کتابخانه های شهر رجوع کردم. برای تدوین اطلاعات جمع آوری شده سراز کتاب فلز کاری نوشته حسین یاوری و تعدادی منابع مجازی از جمله سایت بیتوته  در آوردم که خلاصه ای از آن  یادداشت ها را درزیر می آورم:

" فیروزه محصولی خاص و برآمده از کانی کمیاب و ارزشمند به رنگ آبی نزدیک به سبز است. در روزگار قدیم کانی های آن تنها از سنگ فیروزه به دست می آمد ولی امروزه همانند سایر کانی ها به صورت مصنوعی نیز فرآوری می شود به گونه ای که حتی تشخیص طبیعی یا مصنوعی بودن آن برای کارشناسان نییز بسیار دشوار است .فیروزه نسبت به کیفیت و ارزش آن درجه بندی می شود و نامگذاری قسمت های مختلف معدن فیروزه بر اساس این تقسیم بندی است .روش کار بدین صورت است که ابتدا ظرف مسی یا برنجی، مثل گلدان یا شمعدان را به عنوان زیرساخت انتخاب کرده، آنگاه قسمتی که باید فیروزه کوبی گردد مشخص کرده و محیط آن را با یک رشته باریک فلزی به ارتفاع دو یا سه میلیمتر لحیم و زواربندی می نمایند. اگر سطح طرح زیاد باشد، داخل طرح را دوباره با همان رشته های فلزی نقش داده ولحیم کاری می نمایند. این کار علاوه بر زیبایی باعث استحکام بیشتر سطح فیروزه کوبی می شود. سپس قطعات ریز یا درشت فیروزه را پس از تمیزکردن و تفکیک دانه بندی می نمایند. آنگاه شیء مورد نظر در حین حرارت دادن در قسمتهای موردنظر مقداری لاک پودرشده، می پاشند تا ذوب شود. بعد هنرمند فیروزه کوب با صبر و حوصله فراوان خرده های فیروزه را بر روی کار طوری قرار می دهند که تمام سطح موردنظر را بپوشاند و در نهایت فضاهای خیلی ریز و خالی را با ملات مخصوص آبی رنگ پر می نمایند، سپس رویه کار را به کمک چرخ تراش سنگ، سائیده و صیقل می دهند و در مرحله آخر عمل پرداخت انجام می گیرد که جلوه خاصی به شیء موردنظر می بخشد. معروفترین فیروزه کوبهای ایران "روبن بروشالمی" و برادرش دو هنرمند کلیمی اصفهان با بیش از 40 سال سابقه  فعالیت در این رشته هنری هستند. متاسفانه فیروزه کوبی مثل بسیاری دیگر از رشته های صنایع دستی درحال منسوخ شدن است."روبن بروشالمی" این صعنت گری قدیمی فیروزه کوب مشکلات کار را درعدم فراهم کردن مصالح مناسب نظیر سنگهای فیروزه و مواد لاکی، در بی تفاوتی سازمان صنایع دستی نسبت به این صنعت و در عدم آگاهی مردم از این صنعت  هنر و ارزش ندادن به این کارمی داند."

 

 



Tuesday, 8 July 2014

واگویه تیک تاک ها در زعفرانیه

 
 

زمان را فراموش کنید. ثانیه ها میان شیار های گچ بری ها و درزهای کاشی کاری شده، میان طاقچه بندی های سطوح مقرنس بنای "موزه ساعت" اسیر و گرفتار شده اند و هنگام را به ایستایی واداشته اند. از اندک وقت و تنگی زمان هراسی نیست. بنای قدیمی هشتاد ساله موزه ساعت در خیابان زعفرانیه با درنگی طولانی به اندازه عمر روزگار نه تنها کهنگی و قدمت را به چالش می گیرد، بلکه یادآور نوعی سرزندگی و طراوت لحظه هاست. گویی بازدید از زیبایی ها و ظرافت اشیاء موزه و معماری ساختمان آن شادی مسرت بخش و تسکین دهنده ای را در ضمیر نگران زمان بیدار می کند.

"موزه ساعت" در خیابان زعفرانیه تهران که به "تماشاگه زمان" معروف است، مجموعه ای است از ساعت های مکانیکی، آونگی و ایستاده کلاسیک که به سبک هنری قرون هجده و نوزده فرانسه ساخته شده و در دوران قاجار به ایران وارد شده اند. اما انواع ساعت های مچی و جیبی قابل حمل صد سال گذشته نیز بخشی از موزه را به خود اختصاص داده اند. ماکت هایی از ابتدایی ترین زمان سنج ها به مانند ساعت آفتابی سومریان در این مکان تهیه شده و اساس کار ساعت آبی و شنی با قدمت چهارهزار ساله اش به معرض نمایش در آمده است. طرز کار ساعت سوختی با بدنه مدرج شمعی سوخته نشانگر عمر های بر برباد رفته و محاسبات دقایق تاریخ است.

در ابتدا ساختمان موزه یک بنای خشتی با اسکلت چوبی بود. اما پس از مرمت به صورت اسکلتی آهنی در آمد. نمای بیرونی ساختمان در محل سردر ها و حاشیه آنها توسط استادانی نظیر نوید تهرانی، فرهاد یحیی پور و حسین جعفری گچ بری شد و بندی ها و طرح های گچ بری های آن از دوران صفویه و بنای عالی قاپو الهام گرفته شد.

گردش عقربه های "موزه ساعت" در کنار شمشاد ها درس هایی از تاریخ را مرور می کنند. زمان در تماشا خانه دهر فراموش می شود. قلب ها باز می ایستند. اما واگویه تیک تاک های زعفرانیه همچنان ادامه دارد.

 
 
 
 
 
 


Thursday, 19 June 2014

عمارت چهارطاقی عباس آباد

 
در دامنه رشته کوه های البرز، در میان جنگل های انبوه مازرون ( به زبان مازندرانی) و در نزدیکی شهرستان بهشهرمجموعه باغ های عباس آباد قرار گرفته اند که از بزرگترین باغ های تاریخی ایران محسوب می شوند. این مجموعه شامل سد عباس آباد و دریاچه و مخزن این سد است. در مرکز دریاچه بنایی آجری دیده می شود که در زمان آب گیری سد عباس آباد در زیر آب مدفون می گردد. تنها سطوح فوقانی بنا از آب بیرون زده که به شکل چهار طاقی است و فضای روم باستان و چهارطاقی های دوران پیش از اسلام را تداعی می کند. اما این بنا نه قبل از اسلام، نه در دوره ساسانی و یا اشکانی بلکه بعد اسلام و در دوران شاه عباس صفوی ساخته شده است. در نگاه نخست پرسشی که مطرح می شود این است که چرا این عمارت بزیر آب رفته است و اصولا فلسفه وجودی چنین بنایی در مرکز دریاچه چیست؟
بنای چهارطاقی مرکز مخزن سد عباس آباد در دوران صفویه است و دو کاربرد داشته است. نخست اینکه بنای مذکور به تونلی زیرزمینی مرتبط بوده که در زمان ازدیاد آب جریان آن را از طریق مکش به مرکز هدایت می نموده و موجب می شده که از فشار آب بر دیواره سد و تخریب آن کاسته شود.
دوم اینکه این چهار طاقی امکان تفریحی حوض و فواره را در بالای بنای آن فراهم می نموده و در شرایطی بر اساس اختلاف سطح آب، فواره و حوض مرکزی پر می شده، مازاد آب آن از طریق چهار طاقی به داخل استخر دریاچه می ریخته است.
 
*** 

 
 

 


Sunday, 1 June 2014

جوانانی که صدایشان شنیده نشد

 




برپایی مراسم سالگرد اعتراضات پارک گزی به دستگیری بسیاری از جوانان ترکیه در میدان تقسیم منجر شد. جنبش پارک گزی از موضوع طبیعت و نگرانی از قتل عام درختان استانبول آغاز شد. اما در واقع جرقه ای بود بر باروت انتظارات جوانان ترک. این جوانان ابتدا بصورت مسالمت آمیز علیه محدودیت هایی که بر آزادی های فردی و مدنی اعمال می شد تجمع و اعتراض کردند. اما این تجمعات با شلیک گسترده گاز های اشک آور سرکوب شد.
این فیلم روایتی است از موسیقی اعتراضی که از پارک گزی آغاز گشت و به خیابان ها و کوچه پس کوچه های استانبول کشیده شد. در سالگرد جنبش پارک گزی به این جوانان که با سنگ و چوب بر نرده های خیابان می کوبند و آواز اعتراض سر می دهند گوش فرا دهیم، به صدایشان که هرگز شنیده نشد.
 

Tuesday, 6 May 2014

ما را از یاد مبرید

 سردر یک خانه قدیمی،خیابان انقلاب، نبش خیابان حافظ، کوچه فیروزبهرام- عکاس: سعید فلاح فر
 دروازه های بزرگ، مداخل اصلی، آشکار و نمایان، آسان یاب و دعوت کننده، گاه هویت یک بنا را به تصرف خود در می آورند و زمانی که ساختمان های اصلی دیگر ارزش تاریخی خود را از دست داده اند، قد علم نموده از بقایای ساختار های آنها با لجاجت دفاع می کنند و بانگی از غبار گذشت زمانه که:
ما هنوز هستیم
 ما را از یاد مبرید

این سر در متاسفانه چند سال پیش نخریب شد 



Monday, 21 April 2014

آبشار شلماش

آبشار شلماش پرخروش، روی گسل فرعی روستای آلمان و روستای شلماش، در نزدیکی شهرستان سردشت و در آذربایجان غربی واقع شده است. شهرستان سر دشت از شهرستان های آذربایجان غربی است. آبشار خود از سه آبشار کوچک تر تشکیل شده که به ترتیب و پشت سر هم قرار گرفته اند. اولین آنها در نزدیکی محل پارکینگ بازدیدکنندگان است و دو آبشار دیگر در پایین آن، در مجاورت جنگلی سرسبز در دره عمیقی واقع شده اند. این دره دارای چشم انداز بسیار زیبایی است و در گذشته بازدید از آن بی خطر نبوده است. این آبشار از شاخه های رود خانۀ زاب محسوب می شود که از درون خاک ایران سرچشمه می گیرد و در عراق به دجله می ریزد. در فصل بهار پر آب است و یخ زدن آن در زمستان جلوه هایی از زیبایی طبیعت منطقه برای جلب گردشگران و راهپیمایان بشمار می آید.
 

Sunday, 23 February 2014

یادگاری از نمایشگاه گوشه ای از مستندنگاری 1392- 1357


تصویر زیر یادگار نمایشگاه عکاسی  گوشه ای از مستندنگاری 1392- 1357 است که در آن بخشی از تاریخ نزدیک کشورمان به نمایش در آمد. عکاسان با نهایت امانت  و با آگاهی از مسئولیت تاریخی  شان به مانند  روزنامه نگاری که به ارائه اطلاعات و انعکاس رخداد ها می پردازد، گوشه هایی از سرزمین پرواقعه کشورمان را در سه دهه گذشته به نمایش در آوردند. 

 محل و تاریخ:
خرمشهر 2011
عکاس محمدرضا سلطانی عکاس مستندساز


تصویر در عکاسی مستند، سند است. شاهد و مدرک است. عکاس بدون داوری مستند نگاری می کند و تنها دادگاه نگاه است که حکم را صادر می کند. لنز عکاس مستندساز بینش وسیع اجتماعی اوست و گذشت زمان، سندیت کار او را دو چندان می کند.

Friday, 7 February 2014

نظری اجمالی بر تاریخچۀ کاشی کاری- تنظیم و گرد آوری زهره اشکیانی



تصویر: کاشی با طرح دختر ایرانی متعلق به سده ۱۸ میلادی

در پيدايش کاشىکارى در ايران نظريهها بسيار است ولى آنچه مسلم است در کاوشهاى چغازنبيل شوش و ساير نقاط باستانى ايران علاوه بر سفال لعابدار، خشتهاى لعابدار نيز يافت شده است. در تزئيناتى که از دوره هخامنشى بهجاى مانده است، کاربرد آجرهاى لعابدار رنگين در بدنه ساختمانهاى شوش و تختجمشيد ديده مىشود. نمونههاى برجسته لعاب هخامنشى در تختجمشيد و قصر هخامنشى در شوش سدههاى چهارم و پنجم هجرى يافت شدهاند و نمونهاى از يک قاب که در آن يک کماندار به تصوير کشيده شده و متعلق به آن دوران بوده که در موزه بريتانيا نگهدارى مىشود.
می توان گفت هنر و صنعت ایران در دوره هخامنشی به اوج خود رسید وبعد در دوره اشکانیان به سیر نزولی افتاد بدین علت که اشکانیان بیشتر اوقات در حال جنگ بوده اند. در دوره ساسانیان دوباره هنر قدرت گرفت و کاخ های عظیمی به دست معماران چیره دست بنا گردید. بعد از ظهور اسلام درپی اختلافاتی که جنگهای خونین در بر داشت بسیاری ازابنیه و ساختمانها به ویرانی کشیده شدند.
باید یاد آور شویم که در زمان اسکندر این هنر از ایران کوچ کرد و در دوره حکومت هلاکوخان به سبکی نوبه میهن برگشت .
در دوره سلجوقیان کاشیکاری به سمت کمال رفت یکی از زیباترین بناهای این دوره مسجد جامع اصفهان است .
در دوره تیموریان فن کاشی کاری به بالا ترین وجه تکاملی خود رسید ، بهترین نمونه آن را می توان در مسجد گوهرشاد مشهد ، گور امیر و مسجد کبود تبریز مشاهده کرد رنگهایی که در کاشی ها دیده می شود زیبایی خاصی دارند که هنوز بعد از گذشت سالها درخشندگی خود را حفظ کرده اند.
تجدید هنر اسلامی در دوره سلجوقیان و مغول چشمگیر بود. هلاکوخان جمعی از هنرمندان چینی را در ایران سکونت داد و از تبادل فکری ایرانیان و چینی ها کاشیکاری ایران رونق گرفت و استفاده از آجرهایی که اطراف آن را لعاب داده بودند معمول گشت و کاشی های ساخت ایران در تمام دنیا بنام شدند.
 بطور خلاصه می توان گفت که کاشیکاری در عهد چنگیز و تیموریان به کمال رسید و در دوره صفویه به منتهای عظمت خود دست یافت.
بعد از دوره صفویه کاشیکاری ایران سیر نزولی پیدا کرد. در دوران قاجارهیچگونه نوآوری پدیدار نشد و کاشیکاریهایی که انجام گرفت ظرافت دوران صفویه را ندارد.در اواخر دوران قاجاربناهای اصلی رو به ویرانی گذاشته بودند و استادان فن از آفرینش هنر بازمانده بودند .
عوض شدن حکومتها در این روند تاثیر داشت با روی کار آمدن حکومت مشروطه با این که استادان فن کم و بیش از بین رفته بودند باقی مانده ی آنها شاگردانی تربیت کردند وکار مرمت را شروع کردند از جمله مسجد شیخ لطف الله که در سال 1313 شمسی تعمیر گشت .
موزه ایران باستان ساخته شد و آثار هنری که بطور پراکنده در گوشه و کنار بود جمع آوری و در این موزه نگهداری شد.

مشهورترین کاشی ایران در جهان کاشی زرین فام است با نقش سیمرغ وروایتی است که در دوره ایلخانان مغول ،  ابا قاخان که درمراغه حکومت می کرد برای ساختن کاخ شکار واقامتگاه تابستانی اش ، به تخت سلیمان آمد و ازمصالح باقی مانده آتشکده استفاده کرد وتمام کاخ خود را با کاشی های طلایی وگچبری های باشکوه تزیین کرد. کاشی های زرین فام درتاریک ترین دوره تاریخ ایران، یعنی دوره مغول، توسط هنرمندان ایرانی به کارگرفته شد و ازنظرنوع ساخت وکیفیت با کاشی های دوره قبل وبعد ازخود فرق می کرد.درضمن، این اولین کاشی ایرانی بود که نام هنرمند وتاریخ ساخت کاشی برروی آن حک می شد. نقش های اغلب این کاشی ها تصویرهای شاهنامه فردوسی وسوارکاران وشاهزادگان نشسته برتخت است که به صورت کاملآ برجسته ترسیم شده است. اما سؤال اساسی این است که چراچنین هنربی نظیری دردوره ای به وجود آمده که تاریک ترین روزهای زندگی مردم ایران بوده است؟ شاید با کمی فکردرباره کاشی ونقش ونگار آن، بتوانیم تاحدودی به این سؤال پاسخ دهیم . کاشی زرین فام صورت هشت پراست. شکل کاشی هشت پر ازچرخیدن دو مربع به وجود آمده و ازقدیم، نشانه رمزی خورشید بوده است. درضمن، ازقدیم مردم معتقد بودندکه بهشت هشت دردارد که درهشتم آن، یعنی توبه، همیشه بازاست ؛ پس شکل کلی کاشی نشانه بهشت، خورشید، نور ورهایی از تاریکی وظلم است. اما نقش روی آن سیمرغ است. سیمرغ ازمعروف ترین شخصیت های شاهنامه است که باخود سعادت وخوشبختی می آورد. او بربالای کوه البرز زندگی می کند وتنها با فکروکمک اوست که رستم به دنیا می آید. درشاهنامه آمده است که هرکس پری ازسیمرغ داشته باشد هیچ کس نمی تواند به او آسیب برساند. پس به همراه داشتن پری ازسیمرغ به معنای درامان بودن از ظلم و ستم است . در مجموع ،طرح ونقش این کاشی اتفاقی یا از روی تفنن شکل نگرفته ، بلکه نشان می دهد که ایرانیان دریکی از سخت ترین دوره های زندگی خود، به دنبال راه نجاتی بودند وخواسته ها وآرزوهای قلبی خود را درقالب شاهکارهای هنری بروز داده اند.
 




Wednesday, 5 February 2014

باغ شازده ماهان جواهری آویخته بر سینۀ کویر


 
باغ شاهزاده ماهان در کنار ارگ بم در لیست ثبت جهانی یونسکو قرار دارد. در زمستان امسال (1392)، مؤسسۀ بین المللی یونسکو به سازمان میراث فرهنگی هشدار داد که بخش خصوصی، ساختمان های باغ را به اقامتگاه گردشگران مبدل کرده است و این فعالیت ها، نقض قوانین ثبت جهانی محسوب می شوند. این مؤسسه رسماً اعلام کرد که هرگونه تغییر و باز سازی اماکن تاریخی ثبت شده، باید زیر نظر یو نسکو و با اجازۀ مستقیم مسئولین آن انجام شود. در غیر اینصورت باغ شاهزاده ماهان از لیست ثبت جهانی خارج می گردد. در حال حاضر قسمتهایی از بنا های باغ در اختیار بخش خصوصی، هتل، رستوران و کافی شاپ قرار گرفته است که به پذیرایی مشتریان خود که اغلب از طبقۀ متمول اند، می پردازد. در واکنش به این هشدار، مسئولین سازمان میراث فرهنگی خبر از تصمیماتی دادند که مبنای آن محدود کردن فعالیت بخش خصوصی است. اما هنوز باید در انتظار تغییرات سریع و ضروری در جهت حفظ این بنا بود. تا چه حد فعالیت های شرکت های خصوصی مانع از بازدید عموم مردم از این مکان تاریخی خواهند شد، پرسشی است که هنوز بدون پاسخ باقی مانده است.
باغ شاهزاده ماهان واقع درحوالی شهر کرمان و در دامنه کوههای تیگران، یک "باغ تخت" ایرانی به شمار میرود که از نظام هندسی و دقیقی برخوردار است. معماران قدیم  برای مقابله با آب و هوای اقلیم خشک ایران، از تناسبات ریاضی بهره می گرفتند و در بسیاری از موارد با قرار دادن کوشک در بالاترین نقطۀ و وجود تپه های مرتفع و شیب  های طبیعی، باغ سازی پلکانی را ابداع نمودند. محور سازی شمالی- جنوبی، استفاده از اشکال هندسی مربع و مستطیل در طراحی کوشک، ایوان، باغ و به دنبال آن در نحوۀ کاشت و ترکیب بندی گیاهی نقش اساسی و قابل ملاحظه ای را ایفا می کرد.
آب از نقاط دوردست با کمک حفر چاه و قنات برای آبنمای سراسری که شریان اصلی بود تأمین می شد. نهرهای فرعی در جدول بندی منظم در آبشر ها تقسیم می گردیدند. فواره ها و آبشار ها، زینت بخش این نظم و وحدت سازی باشکوه بودند. در باغ شاهزاده ماهان عناصر بیرونی بر محور اصلی که ستون فقرات باغ بود سازماندهی شده بودند. همه از گذرگاه، گیاهان تا شبکه های آبرسانی در یک امتداد و در جهت تقویت افق و گستردگی دید باغ طراحی شده بودند. معماران و سازندگان از اصل مرکزیت که از سنت های فرهنگی ساخت آن دوران بود پیروی می کردند. عمارت باغ توسط عبدالحمید میرزای فرمانفرما ملقب به ناصرالدوله که عموی مریم فیروز بود در دورۀ یازده سالۀ حکمرانی وی بر کرمان ساخته شد. این عمارت دارای سردرورودی بسیار مجللی است که در مدخل باغ، با دو اشکویه و ایوان های طاق قوسی و سایبان های سنتی چشم اندازی به فضای ممتد و جهت دار باغ دارد.
حرکات پلکانی آب، رقص فواره ها و زمزمۀ جویبار ها در کنار درختان سر به فلک کشیده، سرو ها و کاج های همیشه بهار و عمارتی که به مانند نگین الماس در دل کویر می درخشد، همه زیر مجموعه ای است از باغ شاهزاده ماکان که جهانیان در تکاپوی حفظ ارزش معنوی آنند.آیا سازمان میراث فرهنگی موفق به حفظ و پاسداری ازاین مکان تاریخی خواهد شد. آیا بنا ها و باغ شاهزاده ماکان در لیست ثبت جهانی یونسکو باقی خواهد ماند؟

 
 

Saturday, 25 January 2014

کلیسای زور زور یا ننه مریم


 

این کلیسا در 12 کیلومتری جنوب ماکو، نزدیک روستای بارون، به نام زور زور مشهور شد. اما ایرانیان غیرارمنی به آن کلیسای ننه مریم میگویند.
این کلیسا در مکان دیگری قرار داشت که با آبگیری سد بارون بر رودخانه زنگی مار بتدریج به زیر آب می رفت. مسیحیان ایرانی  تصمیم گرفتند تا برای نجات بنا، آن را در مکان دیگری از نو بسازند. برای باز سازی کلیسا در مکان جدید پس از شماره گذاری مصالح ساختمانی، دوباره سنگ ها را به متصل کردند و به عبارت دیگر پس از کد گذاری، سنگ ها مطابق با طرح اولیه دوباره بر روی هم قرار گرفتند. اتصال سنگ ها فاقد بند ملاط و از طریق چفت و بست است.  این جابجایی و نقل مکان کلیسا که به همت ارامنه و کارشناسان عمران انجام گردید، از اتفاقات مهم میراث فرهنگی کشور ماست.