Thursday, 31 October 2013

ناز شست خدا

 
شست خدا، صخره ای است، شبیه دست که در مسیر قلۀ کول جنون اشترانکوه قرار دارد. اشترانکوه که به آلپ ایران معروف است، یکی از بلندترین رشته کوههای زاگرس است. این منطقه در فهرست محیط زیست جهانی قرار دارد و دارای گونه های نادر وحش در میان حیوانات است. خشونت طبیعت اشترانکوه و دست و پنجه نرم کردن با صخره ها و سنگواره ها برای کوهنوردان امر پوشیده ای نیست. سنگ نوردان با خود از این مناطق خاطرۀ دره های عمیق و دیوار های مرتفع را به ارمغان می آورند و مردمان بومی منطقه از طبیعت خشن این صخره ها و از سایر جاذبه های کوهنوردی سرزمین خود به خود می بالند. آنها همواره مشوق و پذیرای گردشگران و ورزشکاران راهپیمایند. مردمان بومی این صخره را " شست خدا" نام نهاده اند، تا آنجا که این نوع اسم گذاری مورد پذیرش زمین شناسان قرار گرفته است و بطور رسمی در فرهنگ جغرافیایی ایران استفاده می شود.


Tuesday, 8 October 2013

گودال باغچۀ خانه پیرنیا





 

در شهر نایین خانه ای در دوران صفویه بنا شد که هنوز پابرجاست والگویی برای خانه های تاریخی کویر مرکزی ایران محسوب میشود. خانۀ پیرنیا متعلق به "قاضی نورالهدی" حاکم شهرنایین و جد دکتر حسین فاطمی بود و در دورۀ قاجار به خاندان پیرنیا رسید و به همین نام شهرت یافت. این خانه در سال 1349 مرمت شد و سرانجام در سال 1373 به موزه مردم شناسی شهر نایین اختصاص یافت. نقاشی های دیواری نمایشگر صحنه هایی از داستان خسرو و شیرین هفت پیکر نظامی گنجوی و قصۀ یوسف و زلیخای جامی، به همراه نقوش ارسطوره ای و گچبری های نفیس، فضای داخل خانه را مزین نموده اند. این خانه دارای یک معماری درون گرا است. نمای بیرونی بنا بدون تزیینات، ساده است و در مقابل، نمای درونی آن با پنجره های مشبک و یزدی بندی و رسمی بندی ها ی با شکوه، چشم هر بیننده را به خود مجذوب می کند. در طراحی درون گرای خانه های کویری به تیپولوژی دیگری از معماری برمی خوریم  که " گودال باغچه" و یا " باغچال" نام دارد و مختص مناطق گرم و خشک است. در دوران صفویه، در حیاط اندرونی "گودال باغچه" ای در داخل زمین، یک طبقه پایین تر از سطح خیابان می ساختند و در آن درختانی چون انجیر، پسته و انگور می کاشتند.  حوض و استخر " گودال باغچه" امکان دسترسی به قنات را فراهم می کرد و در برخی موارد با شبکۀ پیچیدۀ آب های زیرزمینی مرتبط می شد وگاه در حوضچه ها ی آن آب فراوان و روانی جریان می یافت. دور تا دور فضای گودال و حیاط مرکزی، رواق های سرپوشیدۀ نیمه باز و راهرو مانند، به اتاق ها و دالان های زیرزمین خانه وصل می شدند و هوای مطبوع و خنکی را در فضای های مرتبط جریان می دادند. "باغچال" خانه پیرنیا و اتاق های مجاور آن نیز، بخش تابستان نشین خانه را تشکیل می داد. درون گرایی در ساخت خانه های کویری موجب می شد که فضا ها خود به عامل حفاظتی در مقابل نور، حرارت و صدا مبدل شوند. همچنانکه طراحی این بنا ها خود گریزی بود از تابش شدید و مستقیم نور خورشید." گودال باغچه" را به شکل متقارن و مستطیل شکل می ساختند تا بنا را در مقابل زمین لرزه مقاوم تر کند.




"باغچال" خانه پیرنیا

 


Thursday, 3 October 2013

پیراهن زنان ترکمن- گرد آوری و تنظیم: زهره اشکیانی

 
اقوام مختلف ايراني با توجه به فرهنگ و آداب و رسوم خاص خود داراي لباس هاي مخصوصي هستند. زنان  ایلیاتی، براي ايجاد تنوع و خوشآيندي در اقليمهاي خشك و يك نواخت و دشتها و بيابان ها يا سرزمينهاي سبز و خرم و تطابق خود با محيط، بیشتر از رنگ هاي شاد و تركيب هاي زيبا برای لباسهای خود استفاده میکنند. زنان ترکمن پوشاك تزيين شده و زيبايى دارند که از لحاظ برش ساده اما چشمگیر است و آن را می توان  اینگونه تقسیم بندی کرد:
- کوی نک (پیراهن ): پیراهن زنان ترکمن یکسره و دامن آن تا قوزک پا می رسد. آستین ها معمولا بلند است و از بالا به طرف مچ دست باریک می شود و حاشیه  آن را به شکل ظریفی سوزن دوزی می کنند. یقه پیراهن را حدود 15 سانتی متر به سمت پایین چاک می دهند و اطراف آن را قلاب دوزی می کنند آنگاه این چاک را از قسمت بالا (زیر گلو) با وسیله تزیینی به نام ( گل یاقا / گل یقه) می بندند تا سینه کاملا پوشیده بماند. پارچه آن معمولا از جنس ابریشم است که به وسیله ی خود زنان و با دستگاهی ساده به نام تارا بافته می شود. امروزه با ماشینی شدن دستگاه ها و عرضه انواع پارچه در مغازه ها، زنان ترکمن پارچه مورد نیاز خود را از بازار می خرند.
- بالاق (شلوار):
شلوار زنان ترکمن در قسمت بالای زانو، پارچه ای ساده و با دوختی گشاد است. از زانو به سمت مچ پا باریک می شود و با بخش باریک آن حداقل به طول 10 سانتی متر، سوزن دوزی می شود. این بخش معمولا مچ پا را می پوشاند. در لبه ی شلوار که با مچ پا در تماس است نوار سیاهی می دوزند به پهنای یک تا یک و نیم سانتی متر که « بالاق یوپ » نام دارد. بخش های فوق، در زیر پیراهن و کاملاً پوشیده است.
- قوشاق (شال کمر):
کمربندی از پارچه است که در هنگام بارداری به دور کمر می بستند. امروزه این رسم منسوخ شده است.
آلادنگی:
آلادنگی را زیر روسری  می گذراند تا آن  را در سر محکم و ثابت نگه دارد و ومخصوص زنان شوهردار است.
یاشماق:
به معنی پوشانیدن بخشی از چهره است و در اصطلاح به بخشی از یایلیق / روسری نازک و طرح دار گفته می شود که زن ترکمن در هنگام برخورد با مردان غریبه ، دهان خود را با آن می پوشاند و نشانۀ حجب و حیا محسوب می شود.
چاشو:
چاشو در بین زنان ترکمن، حکم چادر را در بین زنان فارس دارد. این پوشش معمولا از جنس ابریشم است و در روزگاری نه چندان دور (حدود 50 سال پیش) مورد استفاده زنان مسن بود. چاشو انواعی دارد و عموما به شکل مربع است که آن را از وسط تا کرده، به شکل مثلث بر سر می انداختند.
چارقد:
چارقد روسری منقش به طرح ها و رنگ های متنوع و گران قیمتی است که ریشه های کناری آن را پورچیک می نامند و معمولا در بیرون از خانه استفاده می کنند به طوری که آلادنگی در زیر آن قرار می گیرد.
چاروود:
روپوشی بود پالتو مانند که حاشیه های دامن، یقه و سر آستین ها را سوزن دوزی می کردند. این پوشش، مخصوص زمستان و به هنگام راه رفتن به مهمانی بود و از پارچه های مخمل به رنگ های سبز یا آبی یا قرمز دوخته می شد. امروزه استفاده از چاروود منسوخ شده است و جز در بقچه های مادر بزرگ ها یا مجموعه نمایشگاه ها در جای دیگر یافت نمی شود.
کفش:
كفش
زنان تركمن را غالباً هنرمندان محلی میدوختند. كفشهایی نظیر گل میخلی، قیرما كفش با نوك برگردان و پاشنهای بلند در میان آنها استفاده میشد.
زنان تركمن از زیورآلات گوناگونیاستفاده میكردند كه از آن جمله است :
آچارباغ و ساچباغ كه نوعی موبند زینتی است. گولیقه، قولاقحالقا یا گوشواره كه انواع مختلفی چون آیلی حالقا، تومارچاقلیحالقا دارد. بیلهزیک یا بوزه لیک ، دستبندی بود كه بر مچ دست میبستند و تمامی زیورهای فوق توسط زرگران و نقرهكاران هنرمند تركمن ساخته میشد.
پوشاک اصیل و سنتی تركمنی كم كم جای خود را به مصنوعات كارخانهای داده است و زیورهای زیبا و قدیمی را نیز اكثر خانواده ها به فروش رسانده و به جای آن از انواع زیورآلات طلایی (و بر خلاف قدیم ندرتاً نقرهای) رایج در تمام كشور استفاده میكنند، بگونهای كه امروزه تركمن جوهرات سنتی خویش را باید از لابلای آلبومها و یا در غرفههای موزه جستجو كند. به گزارش خانم شهروز آق آتابای در وبلاگ پوشاک سنتی زنان ترکمن در جریان اجرای برنامه یكدست سازی فرم البسه و كشف حجاب زنان كه در سرتاسر كشور توسط رضاخان به اجرا در آمد، مناطق تركمن نشین نیز از این قاعده مستثنی نبود و اهالی این منطقه نیز در جریان اینبرنامه ضررهای مادی و معنوی بسیاری را متحمل شدند. عمال رضاخان به زور روسری زنان را برمی داشتند و به مردان نیز لباسهایی با شكل و فرم بیگانه و غربی میپوشاندند. تحت این فشارها، رفته رفته هویت و شكل لباس سنتی رنگ باخت و عوامل دیگری چون یكجانشینی و انقیاد تركمنها و نیز تسلط فرهنگهای بیگانه بر آنان مزید علت بود و تجدد و نوگرایی نیز از جمله این عوامل و تسریع دهنده آن بود. البته پس از اقدامات رضاخان در تغییر لباس، وضعیت پوشاك سنتی تركمنی هرگز به آنچه كه پیش از آن بود بازنگشت و امروزه در میان جوانان لباسهایی با فرم و مدل روز به كار میرود.
 
   

 
 


Thursday, 26 September 2013

زن روستایی در حال چیدن تمشک- گیلان

  
خون تابستان در رگ های شکوفه های گلگون جاری است. گل هایشان بیضی شکل و گرد آلود با برگ های غشائی و کرک های پراکنده میوه داده اند. در باغ پرچین نگاه خسته ام، بانوی دشت های بنفش را می بینم که زیر ساقه های تیغ دار با سر انگشتان زخمی ، دامانش را مشت مشت از تمشک های درشت جنگلی پر کرده است. بانویی از جنگل های انبوه که گیسوان ناپیدای زمان را شانه می کند و هم زاد من است . باز مانده از ثمر، هنوز پریشانی تمشک های وحشی رویاهایش را سرانجامی نیست. فرای گزند زمان، بیشه های خاردار با برگهای سبز و سرخ و سیاه شان میوه داده اند.  صبر در حوصله باغ نمی گنجد. تمشک ها را باید چید.



Monday, 23 September 2013

چم بافي، مرواربافي و ترکه بافي- گردآوری و تنظیم زهره اشکیانی


حصیربافی یکی ازکهن ترین صنایع دستی ایران است ولی محصولات حصیری که در گیلان بافته می شوند از ظرافت و زیبایی بیشتری نسبت به دیگر استانهای کشور برخوردارند که می تواند به دلیل آب و هوای این منطقه باشد. نقش هایی که در محصولات حصیری این خطه به کار میرود بیشتر هندسی است که معمولا مشابه کنگره های لوزی شکل و یا مربع با رنگهای شاد مانند سبز، قرمز، صورتی، زرد، نارنجی و گاهی نیز قهوه ای هستند. در گذشته این فعالیت زنانه به عنوان یکی از اشتغالات فرعی خانوارهای روستایی و حتی شهری به ویژه در نواحی اطراف تالاب در کنار مشاغل اصلی محسوب شده و از اقبال زیادی برخوردار بوده و از منابع درآمد قابل توجه به شمار میرفته است.

در بافت حصیر از انواع گیاهان محلی و بومی از جمله گیاه «سوف» برای بافت زیرانداز و از گیاه «لی» برای بافت انواع زنبیل، سبد، کلاه، سفره استفاده میشود. نقوش بهکار رفته در بافت زیراندازهای حصیری شامل نقش پا، سایه، گل وشه، لیلا لاچ، غازیانی، کاول لاچ، ثوریا لاچ، شمشیر لاچ، گل دسته لاچ، و قالی لاچ است. تا چند دهه پیش کف خانه های مردم گیلان را این حصیرها می پوشاند که علاوه بر زیبایی و استحکام، ساکنان آن را به خوبی از رطوبت مصون نگه می داشت و هماهنگی بسیاری با اقلیم منطقه داشت. میان سالان این خطه بیاد می آورند که زنهای خانه دوبار در سال قبل از فرا رسیدن بهار و پائیز آنها را بر سر نهاده و برای شستشوی آن به لب رودخانه ها می رفتند.

 شيوه کار چم بافي، مرواربافي و ترکه بافي به طور تقريبي مشابه يکديگر و شبيه بافت شعاعي بامبو است به اين طريق که بافندگان ابتدا ترکههاي درخت را که ماده اوليه مورد مصرفشان است انتخاب و آن تعداد از ترکههايي را که قابليت تقسيم شدن به دو ، سه يا چهار قسمت را دارند ابتدا برش طولي داده و سپس از نظر اندازه به طولهاي مورد نياز در آورده و در آب ميخيسانند تا انعطاف پذير و قابل استفاده شود. درمرحله بافت تعدا چهار عدد از ترکهها در کنار يکديگر قرار گرفته و تعداد چهار يا پنج ترکه ديگر بصورت متقاطع روي آنها قرار ميگيرد تا تشکيل يک ستاره هشت پر را بدهد آنگاه به وسيله ترکههاي باريکتري مهار شده و بافنده با ترکههاي نازک عمل بافت را به شيوه يکي از زير، يکي از رو آغاز کرده و ترکهها را بطور يک در ميان از لابلاي ترکههايي که قبلاً بطور متقاطع روي يکديگر قرار گرفته عبور ميدهد و اين کار را تا تکميل قسمت کف شي که توليد آن مورد نظر است تعقيب ميکند. بعد از پايان کار بافت قسمت کف، در محلي که قرار است از آن جا به بعد لبه کار بافته شود عموماً صنعتگران به بافت حالت مارپيچي داده و کار را به شيوه قبلي ادامه ميدهند و انتهاي کار را نيز بصورت مارپيچ در آورده و سر ترکههايي را که در واقع حالت تار کار را دارند به داخل قسمت مارپيچ خم ميکنند.                                             

انجام کار حصیر بافی شامل شش مرحله است که به ترتیب چیدن برگها ،خیساندن ،جدا کردن پرهای برگها از شاخه ها، رنگ آمیزی، بافتن حصیر و مراحل تکمیلی است. به گواه کتابهای تاریخی، این صنعت چنان در انزلی رونق داشت که یکی از تجار معروف حصیر در غازیان 100 تا 150 خانوار حصیرباف داشت، اما با دگرگونی شیوه زندگی، حصیر از شکل یک کالای اساسی و زیراندازی ضروری که افراد خانواده را از رطوبت زمین حفظ می کرد، خارج شد و فرش ماشینی به سرعت جای آن را گرفت. تولیدکنندگان نیز به جای بافت زیرانداز به بافت سفره، کلاه، زنبیل و غیره روی آوردند، متولیان حفظ صنایع دستی نیز دست روی دست گذاشتند و برای حفظ این هنر سنتی مردم گیلان چاره ای نیندیشیدند.

منابع: کتاب راه هنر-شماره 135 و وبلاگهای هنر حصیربافی و ایرانستان،حصیربافی گیلان، وبسایت بیتوته
 
گرد آوری و تنظیم: زهره اشکیانی