Thursday, 9 August 2018

بی حجابان منزه کنج تراس



مجسمه های زنان بی حجابی با جامه ای چسبان و ناپوشیده در این چهل سال بعد از انقلاب، در کنج بام ساختمانی سه طبقه در تهران پا برجا و ایستاده دوام آورده اند. نه کاری به رفتن شاه داشته و نه آمدن جمهوری اسلامی تزلزلی را در موجودیتشان فراهم کرده است. دستهایشان به رقص تقدس به سمت آسمان دراز است و پیکره هایشان تندیس های یونان و رم باستان را تداعی می کند. احتمالا سال ساخت بنای زیر پای آنها مربوط به دهه سی- چهل شمسی است. اگر آنطور که نقل می کنند محل ساختمان نبش کوی محمدپور و خیابان شهید عباس موسوی باشد، آپارتمان نوستالژیک ما در نزدیکی کلیسای جامع سنت ژوزف یا کلیسای حضرت یوسف متعلق به آشوریان کاتولیک و در محدوده خیابان انقلاب و فرصت قرار گرفته و این فکر را در رهگذرانی چون من تقویت می کند که صاحبخانه از اقلیت های مذهبی است. اما این تنها یک حدس و گمان بی پایه است و شادی زیر پوست من و دیگر عابرین کوچه که با برهنگان کنار بام آغاز به مراوده ای خودمانی کرده ایم را پنهان نمی کند و آن بی حجابان نجیب از گوشه بلند عمارت خیابان فرصت به آوازند که ما را بنگرید تا به پایینمان نکشانده اند. تماشایمان کنید. ما هنوز پا برجاییم!

***
شرح کوچکی شاید گویان و به احتمال: عکاسان خانم ها نیلگون رایگان، سوده کریمی، فاطمه محمدبیگی در اینستگرام می باشند. اطلاعات موجود در متن محدود و صرفا نخستین واکنش به شهرنگاری و مشاهدات تصویری است.




Sunday, 15 July 2018

شربت خانه بهارنارنج

در قلب جلفا
شربت خانه بهارنارنج

کافه کوچکی است با چهار تن پرسنل و هشت میزو کلاس قیمت متوسط. برای گلوخشک هایی مثل من که هوس سرکه‌انجبین و خیار ، بیدمشک و شربت بهارنارنج کرده اند بد نیست. خلاصه یک کافه ایست دنج با چیدمان سنتی.

 

Thursday, 5 July 2018

خانه هنر یزد

درخانه هنر یزد میشود ضمن بازدید از یک مکان تاریخی نشست، نوشید، محصولات صنایع دستی را خرید و از پشت بام آن، بافت باستانی یزد را دید. صندلی هایش شما را به یاد صندلی های لهستانی میشائل تونت می اندازد. به نقل از بازدیدکنندگان، صاحبان خانه یک زوج جوان، مبتکر و مهربانند که با مدیریت و نوآوری خانه یزد را به حالت یک کافه هنری در آورده و یک کانون تازه ای را به امکانات توریستی شهرشان اضافه کرده اند





Thursday, 28 June 2018

چراغی که به تاریخ پیوست


روزگاری دکتر مصدق خواست که از فراورده های نفتی استفاده کنیم و به وابستگی به صادرات نفت مان پایان دهیم. همانجا بود که صنعت داخلی به ساخت چراغ علاءالدین همت گماشت. وسیله ای که به مردم امکان می داد که نفت خود را خودشان بسوزانند. درزمان قدیم حمام ها طولانی مدت، یک هفته و یا حتی ده روز یک بار بود، فرهنگی که به علت کم آبی میان مردم باب شده بود. مردم در حمام های یکی دوساعته دراز مدت خود روی علاءالدین تخم مرغ نیمرو می پختند تا زمان شستشو را برای خود دلپذیر سازند و دروسط اتاق برای بار کردن آبگوشت و دیزی چراغ آن را روشن میکردند. از همه مهم تر این چراغ یکی از مهم ترین وسایل گرمایشی مردم شهر و روستا در روزهای سرد زمستان بود . اما حالا در کشور ما تولید چراغ نفتی پهلوان هزارو یک شب که با یاری یش علاءالدین به وصال دختر پادشاه رسید با مشکلات مالی عدیده ای روبروست و از صنعت قدیمی آن حمایت نمی شود. کارخانه چراغ جاویی علاءالدین بارها در معرض خطر تعطیلی کامل قرار گرفته است


Sunday, 15 April 2018

هوای آفتاب


کلیک کنید هوای آفتاب را

لینک آبی در بالا دکلمه زیبای شعرسیاوش کسرایی است توسط دخترش بی بی
***

ملال ابرها و آسمان بسته و اتاق سرد
تمام روزهای ماه را
فسرده می نماید و خراب می‌کند
و من به یادت ای دیار روشنی کنار این دریچه‌ها
دلم هوای آفتاب می کند
خوشا به آب و آسمان آبی ات
به کوههای سربلند
به دشتهای پر شقایقت، به دره های سایه دار
و مردمان سختکوش، توده کرده رنج روی رنج
زمین پیر پایدار!
هوای توست در سرم
اگر چه این سمند عمر زیر ران ناتوان من
به سوی دیگری شتاب می‌کند
نه آشنا نه همدمی
نه شانه‌ای ز دوستی که سر نهی بر آن دمی
تویی و رنج و بیم تو
تویی و بی پناهی عظیم تو
نه شهر و باغ و رود و منظرش
نه خانه‌ها و کوچه‌ها نه راه آشناست
نه این زبان گفتگو زبان دلپذیر ماست
تو و هزار درد بی دوا
تو و هزار حرف بی جواب
کجا روی ؟ به هر که رو کنی تو را جواب می‌کند
چراغ مرد خسته را
کسی نمی فروزد از حضور خویش
کسش به نام و نامه و پیام
نوازشی نمی‌دهد
اگر چه اشک نیم شب
گهی ثواب می‌کند
نشسته‌ام به بزم دوستان و سرخوشم
بگو بخند و شعر و نقل و آفرین و نوش
سخن به هر کلام و شیوه‌ای ز عهد و از یگانگی است
به دوستی، سخن ز جاودانگی ست
امان ز شبرو خیال
امان،
چه ها که با من این شکسته خواب می کند
اگر چه بر دریچه‌ام در آستان صبح
هنوز هم ملال ابربال می‌کشد
ولی من ای دیار روشنی
دلم چو شامگاه توست
به سینه ام اجاق شعله خواه توست
نگفتمت دلم هوای آفتاب می‌کند.

Sunday, 4 February 2018

بیا با من



طولارود تالش

عکس از

 محمد گلچین برنده جایزه "عکس بشریت" در جشنواره شانگری-لا یونسکو

 عکاس فارغ التحصیل رشته جنگل داری از دانشگاه گیلان است

زندگی در گذر است‬‎


راه استعاره ای است از جستجو و شیار امیدیست بر پوسته زمین
چه غمگین است این راه که همیشه بار غربت، بار رفتن و دل کندن دارد

Friday, 12 January 2018

نقشه ایران در شکوه آبشار


هرچند ما تنها سفیدی اش را می بینیم، اما آبشار هزار رنگ دارد و سقوط آب هزار جاذبه و هزاران دست طبیعت باعث و بانی نبرد سنگ و رود اند و هزار دره و دامنه به یاری رود شتافته تا خود را بی هراس و آسوده به سراشیبی یقین رساند و پرغرور در بلندی ها به پرواز درآید و به دریاچه امن  فرو ریزد.

رشته کوه البرز در دامنه کوه قلعه سازان در مسیر رودخانه خروشان شیر آباد قرار گرفته و آبشاری با همین نام را برانگیخته و بنیان گذارده است. نه تنها آبشارشیرآباد را که شش آبشار دیگر را نیز. آبشار لوه، کبودوال، گلستان، باران کوه، زیارت و آبشاررنکو که مجموعه هفت آبشارند و در شکوه غارها از رویت روستائیان گریخته، خود را در دل جنگل های بکر پنهان ساخته اند. تفرج گران اما، کوله باربسته، سکوت این جنگل ها را می شکنند تا طبیعت دست ناخورده استان گلستان را تسخیرکرده و راهی دنیایی شوند از آبشار های بزرگ و کوچک، سقوط مکرر و اسرارآمیز رودها، درختان سر به فلک کشیده توسکا و سرخس و سرخی و رخ زردی قارچ های رنگارنگ. این رهروان، همان سیاحان ناخوانده اند که به اندک لبخندی از نگاه نافذ حیوانات جنگلی و گربه های وحشی که درلابلای درختان به کمین و نظاره نشسته اند، می گریزند.

عکس زیبایی از آبشار شیرآباد در فضای مجازی منتشر شده که نقشه ایران را تداعی می کند. به نظر می رسد که فرم دریاچه زیر پای آبشار در تنگی دید دوربین و از میان سنگ های کوه و برگ درختان، بطور غیر مترقبه ای نقشه ایران را به تصویر کشیده و ایران به شکل گربه ای آبی رنگ در بستر ژرف و در حاشیه ریز امواج دایره وار آن، آرام گرفته است.

عشق و تالش

این عکسی است از محمد گلچین که من عنوان "عشق و تالش" را برایش در نظر گرفتم. محمد گلچین رشته جنگل داری را در دانشگاه گیلان به پایان رسانید و فعالیت عکاسی خود  را درسال 1374  آغاز کرد.